lubricated

[ایالات متحده]/'lu:brikeitid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مست
Word Forms
قسمت سوم فعلlubricated

جملات نمونه

the availability of credit lubricated the channels of trade.

در دسترس بودن اعتبار، کانال‌های تجارت را روان می‌کرد.

men lubricated with alcohol speak their true feelings.

مردانی که با الکل خود را روان می‌کنند، احساسات واقعی خود را بیان می‌کنند.

The machine needs to be properly lubricated to function smoothly.

دستگاه باید به درستی روانکاری شود تا به طور روان کار کند.

It's important to keep your bike chain lubricated to prevent rust.

برای جلوگیری از زنگ زدگی مهم است زنجیر دوچرخه خود را روانکاری کنید.

The doctor lubricated the patient's throat before the procedure.

پزشک قبل از انجام عمل، گلوگاه بیمار را روانکاری کرد.

Using a lubricated condom can reduce the risk of breakage.

استفاده از کاندوم روانکاری شده می‌تواند خطر پارگی را کاهش دهد.

Make sure the hinges are lubricated regularly to avoid squeaking.

مطمئن شوید که لولاها به طور منظم روانکاری می‌شوند تا از ایجاد صدا جلوگیری شود.

The car engine needs to be properly lubricated to avoid overheating.

موتور ماشین باید به درستی روانکاری شود تا از داغ شدن بیش از حد جلوگیری شود.

The mechanic lubricated the gears to ensure smooth operation.

مکانیک چرخ‌دندها را روانکاری کرد تا عملکرد روان را تضمین کند.

The door handle was lubricated to make it easier to turn.

دسته در روانکاری شد تا چرخاندن آن آسان‌تر شود.

A well-lubricated door hinge will not creak when opened or closed.

لوله در خوب روانکاری شده هنگام باز یا بسته شدن صدا نخواهد کرد.

The surgeon made sure the surgical tools were properly lubricated before the operation.

جراح اطمینان حاصل کرد که ابزار جراحی قبل از عمل به درستی روانکاری شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید