lubrication

[ایالات متحده]/ˌlu:bri'keiʃən/
[بریتانیا]/ˌlubrɪˈkeʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روانکاری؛ افزودن روغن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

oil lubrication

روغن کاری

grease lubrication

روان‌کاری با چربی

lubrication system

سیستم روغن‌کاری

lubrication oil

روغن روان‌کن

hydrodynamic lubrication

روانکاری هیدرودینامیکی

bearing lubrication

روان‌کاری بلبرینگ

boundary lubrication

روانکاری مرزی

pressure lubrication

روان‌کاری تحت فشار

self lubrication

خودروان‌کن

forced lubrication

روان‌کاری اجباری

central lubrication

روان‌کاری مرکزی

lubrication action

عمل روان‌کاری

جملات نمونه

Lubrication reduces noise and wear.

روغن‌کاری باعث کاهش صدا و سایش می‌شود.

We shall require more lubrication oil this month.

ما امسال به روغن کاری بیشتری نیاز خواهیم داشت.

a lubrication system which reduces friction.

یک سیستم روغن‌کاری که اصطکاک را کاهش می‌دهد.

Skilled with equipment's hydraumatic,pneumatic and lubrication system.

مهارت در تجهیزات هیدرولیک، پنوماتیک و سیستم روغن‌کاری.

Taking power law index non-Newtonian fluid as an example, a method of solving non-Newtonian three dimensional thermohydrodynamic lubrication of journal bearing is introduced.

به عنوان مثال، با استفاده از شاخص توان قانون توان، روشی برای حل روان‌کاری ترموهیدرودینامیک غیر نیوتنی سه بعدی در بلبرینگ ژورنال معرفی می‌شود.

In China, research of this gas-film lubrication theory is not yet perfect, and the research of triturating detection device using the theory is yet in blank.

در چین، تحقیقات در مورد این نظریه روان‌کاری فیلم گازی هنوز کامل نیست و تحقیقات در مورد دستگاه تشخیص خردکن با استفاده از این نظریه هنوز در حالت خالی است.

Afterward, he faces the orbital compartment solid lubrication material testing sample installment place to move slowly, the recaption sample, gives astronaut Liu Boming.

بعداً، او رو به محل نصب نمونه مواد روان‌کننده جامد محفظه مداری حرکت می‌کند، نمونه را پس می‌گیرد و به فضانورد لیو بومینگ می‌دهد.

نمونه‌های واقعی

The value of money really is the oil or the lubrication of the economy.

ارزش پول واقعاً مانند روغن یا روان‌کننده اقتصاد است.

منبع: Monetary Banking (Audio Version)

With industrialization, you have lots of factories using machinery that needs lubrication.

با صنعتی شدن، کارخانه‌های زیادی وجود دارند که از ماشین‌آلات که نیاز به روان‌کننده دارند.

منبع: Freakonomics

There are various reasons why your joints might start hurting with age, so you can actually lose some of the lubrication between joints.

دلایل مختلفی وجود دارد که چرا مفاصل شما ممکن است با افزایش سن شروع به درد کنند، بنابراین ممکن است مقداری از روان‌کنندگی بین مفاصل را از دست بدهید.

منبع: Connection Magazine

There's lubrication -- the form of saliva and water -- the dynamics of the person doing the brushing and more.

روان‌کنندگی وجود دارد - به شکل بزاق و آب - پویایی فردی که در حال مسواک زدن است و موارد دیگر.

منبع: TED Talks (Audio Version) February 2020 Collection

Paul twisted his left hand free, aided by the lubrication of blood from his arm, thrust once hard up underneath Feyd-Rautha's jaw.

پل دست چپ خود را آزاد کرد، با کمک روان‌کنندگی خون از بازویش، یک بار به سختی زیر چانه‌ی فِید-راوتها زد.

منبع: "Dune" audiobook

And I think you'll be surprised at how significant a little bit of tribology can be in alleviating some very large problems. Tribology is the study of friction, wear and lubrication.

و من فکر می‌کنم از میزان اهمیت کمی تریبولوجی در رفع برخی از مشکلات بزرگ بسیار شگفت‌زده خواهید شد. تریبولوجی مطالعه اصطکاک، سایش و روان‌کنندگی است.

منبع: TED Talks (Audio Version) February 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید