lucidly

[ایالات متحده]/'lu:sidli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به وضوح; به صورت شفاف; با وضوح.

عبارات و ترکیب‌ها

express ideas lucidly

بیان واضح ایده ها

نمونه‌های واقعی

The book contains in embryo much of the lucidly bleak, nihilistic thinking that he'd develop throughout his life.

این کتاب در بردارنده بسیاری از تفکرات روشنگرانه، تاریک و نیهیلیستی است که او در طول زندگی خود به آنها رسید.

منبع: History of Western Philosophy

Tinker Taylor, being the most sober, reasoned the most lucidly.

تینکر تیلور، با وجود اینکه بیش از همه هوشیار بود، با وضوح بیشتری استدلال می‌کرد.

منبع: Jude the Obscure (Part Two)

Hecuba replies to Helen in lucidly rational terms, replying point by point and refuting her arguments decisively.

هکوبا به هِلِن به طور منطقی و با وضوح پاسخ می‌دهد، به صورت نکته به نکته و به طور قاطعانه استدلال‌های او را رد می‌کند.

منبع: Simon Critchley - Tragedy the Greeks and Us

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید