lungs

[ایالات متحده]/lʌŋz/
[بریتانیا]/lʌŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دو ارگان در قفسه سینه که برای تنفس استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

healthy lungs

ریه‌های سالم

clear lungs

ریه‌های شفاف

strong lungs

ریه‌های قوی

lung disease

بیماری ریه

lung function

عملکرد ریه

lung capacity

ظرفیت ریه

lung cancer

سرطان ریه

lung infection

عفونت ریه

lung health

سلامت ریه

lung tissue

بافت ریه

جملات نمونه

she took a deep breath to fill her lungs with fresh air.

او یک نفس عمیق کشید تا ریه‌هایش را با هوای تازه پر کند.

smoking can severely damage your lungs over time.

سیگار کشیدن می‌تواند به مرور زمان به شدت به ریه‌ها آسیب برساند.

he has a lung infection that requires immediate treatment.

او دچار عفونت ریه است که نیاز به درمان فوری دارد.

regular exercise helps strengthen the lungs and improve breathing.

ورزش منظم به تقویت ریه‌ها و بهبود تنفس کمک می‌کند.

she often feels short of breath due to her weak lungs.

او اغلب به دلیل ضعف ریه‌هایش احساس کمبود هوا می‌کند.

doctors recommend lung screenings for smokers over 55.

پزشکان غربالگری ریه را برای افراد سیگاری بالای 55 سال توصیه می‌کنند.

he is recovering well after his lung surgery.

او پس از جراحی ریه به خوبی در حال بهبودی است.

pollution can have a negative impact on lung health.

آلودگی می‌تواند تأثیر منفی بر سلامت ریه داشته باشد.

she practices deep breathing exercises to expand her lungs.

او برای افزایش حجم ریه‌هایش تمرینات تنفس عمیق انجام می‌دهد.

people with asthma often have sensitive lungs.

افراد مبتلا به آسم اغلب ریه‌های حساسی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید