breath

[ایالات متحده]/breθ/
[بریتانیا]/breθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دم یا بازدم هوا؛ یک نسیم ملایم.
Word Forms
جمعbreaths

عبارات و ترکیب‌ها

bad breath

نفس بد

deep breath

نفس عمیق

breath in

نفس کشیدن

take a breath

نفس بکش

breath of life

نفس زندگی

short of breath

زیر فشار نفس

catch my breath

نفس خود را به دست بگیر

save your breath

نفس خود را حفظ کن

life breath

نفس حیات

breath of air

نفس هوا

in one breath

در یک نفس

with bated breath

با نفس حبس شده

gasp for breath

به سختی برای نفس تلاش کردن

take breath

نفس بکش

جملات نمونه

There is not a breath of wind.

وزشی وجود ندارد.

There was not a breath in the air.

نفس در هوا نبود.

hardly a breath of air

سخت نفس هوا

she was breathing deeply.

او عمیقاً نفس می‌کشید.

Breath informs the body.

نفس بدن را آگاه می‌کند.

a breath of spring in the air

نفس بهاری در هوا

The patient is breathing irregularly.

بیمار به طور نامنظم نفس می‌کشد.

He drew in his breath sharply.

او نفس خود را به طور ناگهانی به داخل کشید.

My breathing is harsh and wheezy.

نفس من خشن و خس خس‌دار است.

Willie took a deep breath, and blew.

ویلی یک نفس عمیق کشید و فوت کرد.

the weather was balmy, not a breath of wind.

هوا ملایم بود، حتی یک نسیم هم نمی وزید.

he breathed out heavily.

او به طور سنگین بیرون نفس کشید.

his breathing was shallow.

نفس او کم‌عمق بود.

her breathing was erratic.

نفس او نامنظم بود.

his breath was coming in gasps.

نفس او به صورت هذیان‌آمیز می‌آمد.

breathing great gollops of air.

نفس کشیدن گنده‌های بزرگ هوا

my breathing was steady and light.

نفس من ثابت و سبک بود.

نمونه‌های واقعی

Because the ribs and vertebrae are involved in breathing, stiffness can cause shortness of breath.

از آنجایی که دنده‌ها و مهره‌ها در تنفس نقش دارند، سفتی می‌تواند باعث تنگی نفس شود.

منبع: Osmosis - Musculoskeletal

Reuben Just take a deep breath, Reuben.

رویبن، فقط یک نفس عمیق بکش، رویبن.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

I was fighting to catch my breath.

من برای نفس کشیدن تلاش می‌کردم.

منبع: Apple Fall Event 2022

Take your make-up off. Let your hair down. Take a breath. Look into the mirror at yourself.

آرایش خود را پاک کنید. موهای خود را رها کنید. یک نفس بکشید. به خودتان در آینه نگاه کنید.

منبع: Popular Western Gold Songs

Okay, so take that deep breath again.

باشه، پس دوباره اون نفس عمیق رو بکش.

منبع: Emma's delicious English

Perfectly, Mr. Land. It was catching its breath!

کاملاً، آقای لند. داشت نفسش را تنظیم می‌کرد!

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

First, sunshine can actually affect your breath.

ابتدا، نور خورشید می‌تواند بر بوی بد شما تأثیر بگذارد.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

Sherlock Holmes drew a long breath, and wiped the perspiration from his forehead.

شرلوک هولمز یک نفس طولانی کشید و عرق را از پیشانی‌اش پاک کرد.

منبع: A Study in Scarlet by Sherlock Holmes

I want to kiss you, but I have surgery breath.

می‌خواهم تو را ببوسم، اما بوی بد عمل جراحی دارم.

منبع: Modern Family Season 6

First take a deep breath, stay calm.

ابتدا یک نفس عمیق بکشید، آرام باشید.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید