macrofilament

[ایالات متحده]/ˌmækrəʊˈfɪləmənt/
[بریتانیا]/ˌmækroʊˈfɪləmənt/

ترجمه

n. یک سیم یا سیم ضخیم یا قطر بزرگ که قابل دیدن است یا در زوم پایین، معمولاً قطر آن بیش از 100 میکرومتر است، که در علوم مواد و زیست شناسی برای تمیز کردن از سیم‌های میکروسکوپی استفاده می‌شود.
adj. مربوط به یا شامل سیم‌های قطر بزرگ که بدون زوم بالا قابل دیدن هستند.

جملات نمونه

researchers observed macrofilament structures in the cellular samples under electron microscopy.

پژوهشگران ساختارهای ماکروفیلامنت را در نمونه‌های سلولی تحت میکروسکوپ الکترونی مشاهده کردند.

the synthetic macrofilament demonstrated remarkable tensile strength during laboratory testing.

ماکروفیلامنت سنتتیک در آزمایش‌های آزمایشگاهی مقاومت کششی بسیار خوبی نشان داد.

macrofilament arrays are commonly used in advanced textile manufacturing and composite materials.

آرایه‌های ماکروفیلامنت به طور گسترده در تولید پارچه‌های پیشرفته و مواد مرکب استفاده می‌شود.

the new alloy forms macrofilament crystals when cooled slowly under controlled conditions.

این آلیاژ زمانی که به آرامی در شرایط کنترل‌شده خنک می‌شود، کریستال‌های ماکروفیلامنت تشکیل می‌دهد.

scientists discovered a novel macrofilament protein in deep-sea marine organisms.

دانشمندان یک پروتئین ماکروفیلامنت جدید در سازه‌های زیستی اقیانوسی عمیق کشف کردند.

the macrofilament network provides essential structural support to the biological tissue sample.

شبکه ماکروفیلامنت حمایت ساختاری ضروری را به نمونه بافت زیستی می‌دهد.

industrial applications of macrofilament materials continue to expand across multiple sectors.

کاربردهای صنعتی مواد ماکروفیلامنت در چندین بخش ادامه می‌یابد.

the research team successfully synthesized a biodegradable macrofilament for medical implants.

تیم تحقیق با موفقیت یک ماکروفیلامنت قابل تجزیه زیستی را برای پیوندهای پزشکی سنتез کرد.

macrofilament technology has significantly advanced the field of micro-engineering and nanotechnology.

فناوری ماکروفیلامنت به طور قابل توجهی حوزه مهندسی میکرو و نانو تکنولوژی را پیشبرده است.

the damaged macrofilament was carefully replaced during the delicate surgical procedure.

ماکروفیلامنت آسیب دیده در طول عمل جراحی حساس با دقت جایگزین شد.

high-resolution microscopy revealed the intricate arrangement of the protein macrofilament.

میکروسکوپی با رزولوشن بالا ساختار پیچیده پروتئین ماکروفیلامنت را نشان داد.

the manufacturing company patented an innovative method for producing carbon macrofilaments.

شرکت تولید کننده یک روش نوآورانه برای تولید ماکروفیلامنت‌های کربنی را به ثبت رساند.

laboratory analysis confirmed the exceptional conductivity properties of the metallic macrofilament.

تحلیل آزمایشگاهی خواص رسانایی بسیار خوب ماکروفیلامنت فلزی را تأیید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید