fungi

[ایالات متحده]/ˈfʌn.dʒaɪ/
[بریتانیا]/ˈfʌn.ɡaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع قارچ؛ گروهی از موجودات تولیدکننده هاگ که بر روی مواد آلی تغذیه می‌کنند
Word Forms
جمعfungis

عبارات و ترکیب‌ها

edible fungi

قارچ‌های خوراکی

mushroom fungi

قارچ‌های قارچی

pathogenic fungi

قارچ‌های بیماری‌زا

fungi species

گونه‌های قارچ

fungi growth

رشد قارچ

fungi diversity

تنوع قارچ

fungi culture

کشت قارچ

fungi classification

طبقه بندی قارچ

fungi habitat

زیستگاه قارچ

fungi research

تحقیقات قارچ

جملات نمونه

fungi play a crucial role in decomposition.

قارچ‌ها نقش مهمی در تجزیه ایفا می‌کنند.

some fungi can be beneficial to human health.

برخی از قارچ‌ها می‌توانند برای سلامت انسان مفید باشند.

fungi can thrive in various environments.

قارچ‌ها می‌توانند در محیط‌های مختلف رشد کنند.

mushrooms are a type of fungi.

قارچ‌ها نوعی قارچ هستند.

fungi are essential for nutrient cycling in ecosystems.

قارچ‌ها برای چرخه‌ مواد مغذی در اکوسیستم‌ها ضروری هستند.

some fungi can cause diseases in plants.

برخی از قارچ‌ها می‌توانند باعث بیماری در گیاهان شوند.

fungi are used in the production of antibiotics.

قارچ‌ها در تولید آنتی‌بیوتیک‌ها استفاده می‌شوند.

the study of fungi is known as mycology.

مطالعه قارچ‌ها به عنوان قارچ‌شناسی شناخته می‌شود.

fungi reproduce through spores.

قارچ‌ها از طریق هاگ تولید مثل می‌کنند.

many fungi form symbiotic relationships with plants.

بسیاری از قارچ‌ها روابط همزیستی با گیاهان برقرار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید