magazines

[ایالات متحده]/ˈmæɡəziːnz/
[بریتانیا]/ˈmæɡəziːnz/

ترجمه

n. مجله (ها)؛ نشریات دوره‌ای حاوی مقالات و تصاویر

عبارات و ترکیب‌ها

reading magazines

خواندن مجلات

collect magazines

جمع‌آوری مجلات

new magazines

مجله‌های جدید

bought magazines

مجله‌های خریداری شده

favorite magazines

مجله‌های مورد علاقه

browse magazines

مرور مجلات

selling magazines

فروش مجلات

old magazines

مجله‌های قدیمی

stylish magazines

مجله‌های شیک

many magazines

مجله‌های زیاد

جملات نمونه

i enjoy browsing through magazines on weekends.

من از مرور مجلات در آخر هفته ها لذت می برم.

she collects vintage magazines about fashion.

او مجلات قدیمی مد را جمع آوری می کند.

the newsstand sold a wide variety of magazines.

کiosk خبری انواع مختلفی از مجلات را به فروش می رساند.

we subscribed to several home decorating magazines.

ما مشترک چندین مجله دکوراسیون منزل شدیم.

he flipped through the magazines at the airport.

او در فرودگاه از میان مجلات ورق زد.

the library has a large selection of magazines.

کتابخانه مجموعه بزرگی از مجلات دارد.

she reads magazines to stay informed about current events.

او برای اطلاع از اخبار جاری مجلات می خواند.

the magazines featured stunning photography.

مجله ها دارای عکسبرداری خیره کننده بودند.

they recycle old magazines to protect the environment.

آنها مجلات قدیمی را برای محافظت از محیط زیست بازیافت می کنند.

he scanned the magazines for interesting articles.

او مجلات را برای مقالات جالب بررسی کرد.

the magazines arrived in the mail yesterday.

مجله ها دیروز از طریق پست رسیدند.

she compared prices in different magazines.

او قیمت ها را در مجلات مختلف مقایسه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید