magnanimous

[ایالات متحده]/mæg'nænɪməs/
[بریتانیا]/mæɡ'nænɪməs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سخاوتمند و بخشنده؛ نجیب و محترم در شخصیت

عبارات و ترکیب‌ها

a magnanimous gesture

حرکتی سخاوتمندانه

a magnanimous leader

رهبری سخاوتمند

جملات نمونه

She showed a magnanimous gesture by forgiving her friend's mistake.

او با بخشیدن اشتباه دوستش، یک حرکت سخاوتمندانه نشان داد.

The billionaire made a magnanimous donation to the charity.

میلیاردر کمک سخاوتمندانه ای به خیریه کرد.

His magnanimous attitude towards criticism earned him respect.

حرف زدن با انتقاد با لحنی سخاوتمندانه باعث شد که مورد احترام قرار گیرد.

The leader's magnanimous decision to step down for the greater good was commendable.

تصمیم سخاوتمندانه رهبر برای کناره گیری به نفع خیر بزرگ قابل تحسین بود.

The company's magnanimous policy of offering paid sabbaticals is highly appreciated by employees.

سیاست سخاوتمندانه شرکت در ارائه مرخصی های با حقوق به شدت مورد استقبال کارمندان قرار گرفته است.

Despite the betrayal, she remained magnanimous and chose to forgive.

با وجود خیانت، او سخاوتمندانه باقی ماند و تصمیم گرفت ببخشد.

His magnanimous nature allowed him to see the good in everyone.

طبع سخاوتمند او به او اجازه داد تا خوبی را در همه ببیند.

The king's magnanimous decision to pardon the prisoners was unexpected.

تصمیم سخاوتمندانه پادشاه برای بخشش زندانیان غیرمنتظره بود.

She was known for her magnanimous acts of kindness towards strangers.

او به خاطر اعمال سخاوتمندانه مهربانی اش با غریبه ها شناخته می شد.

The magnanimous offer of help from the neighbors during the crisis was a relief.

پیشنهاد سخاوتمندانه کمک از همسایه ها در طول بحران یک تسلی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید