magnetic

[ایالات متحده]/mæɡˈnetɪk/
[بریتانیا]/mæɡˈnetɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خاصیت جذب آهن یا فولاد را داشتن؛ توانایی اعمال یک نیروی جاذبه قوی را داشتن.
Word Forms
جمعmagnetics

عبارات و ترکیب‌ها

magnetic field

میدان مغناطیسی

magnetic material

مواد مغناطیسی

magnetic force

نیروی مغناطیسی

magnetic north

قطب شمال مغناطیسی

magnetic resonance

تشدید مغناطیسی

magnetic separation

جداسازی مغناطیسی

magnetic resonance imaging

تصویربرداری رزونانس مغناطیسی

nuclear magnetic resonance

تشدید مغناطیسی هسته‌ای

magnetic flux

شار مغناطیسی

magnetic circuit

مدار مغناطیسی

magnetic induction

القای مغناطیسی

magnetic bearing

یاتاقان مغناطیسی

magnetic separator

جداساز مغناطیسی

magnetic tape

نوار مغناطیسی

magnetic particle

ذره مغناطیسی

magnetic suspension

تعلیق مغناطیسی

magnetic powder

پودر مغناطیسی

magnetic levitation

رافته مغناطیسی

external magnetic field

میدان مغناطیسی بیرونی

magnetic flux density

چگالی شار مغناطیسی

magnetic susceptibility

قابلیت مغناطیسی

جملات نمونه

an airborne magnetic survey.

یک بررسی مغناطیسی هوایی.

a unipolar magnetic charge.

یک بار مغناطیسی تک قطبی

a weak magnetic field.

یک میدان مغناطیسی ضعیف

the deviation of the magnetic needle

انحراف سوزن مغناطیسی

coercivity of magnetic tape

خاصیت تحمیلی نوار مغناطیسی

a magnetic compass bearing.

یک جهت‌نما مغناطیسی.

I have a magnetic disc.

من یک دیسک مغناطیسی دارم.

the magnetic field oscillates in sympathy.

میدان مغناطیسی با همدلی نوسان می کند.

reproduce music from magnetic tape

باز تولید موسیقی از نوار مغناطیسی

magnetic polarity; ionic polarity.

قطبیت مغناطیسی; قطبیت یونی.

magnetic wave:Utilize the magnetic wave to resolve the melanin,make the areola ruddily.

امواج مغناطیسی: از امواج مغناطیسی برای رفع ملانین استفاده کنید، باعث ایجاد قرمزی نوک سینه شوید.

نمونه‌های واقعی

This magnetic concentration forms vortexes that radiate beams from the magnetic poles.

این تمرکز مغناطیسی گرداب‌هایی را تشکیل می‌دهد که پرتوها را از قطب‌های مغناطیسی ساطع می‌کنند.

منبع: TED-Ed (video version)

Magnetic Midnight is the best time to spot the Northern Lights.

نیمه‌شب مغناطیسی بهترین زمان برای دیدن شفق قطبی است.

منبع: Travel around the world

One is the magnetic pointer which shows the direction of the magnetic north.

یکی نشانگر مغناطیسی است که جهت شمال مغناطیسی را نشان می‌دهد.

منبع: Appreciation of English Poetry

The actor has a truly magnetic personality.

بازیگر شخصیتی واقعاً مغناطیسی دارد.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Except this magnetic field is rather big.

به جز این که این میدان مغناطیسی نسبتاً بزرگ است.

منبع: Travel to the Earth's interior

The magic happened when they added magnetic particles.

جادو وقتی اتفاق افتاد که ذرات مغناطیسی اضافه کردند.

منبع: CNN 10 Student English May 2022 Collection

Strong magnetic fields in space change their path.

میدان‌های مغناطیسی قوی در فضا مسیر خود را تغییر می‌دهند.

منبع: VOA Slow English Technology

All neutron stars have incredibly powerful magnetic fields.

همه ستاره‌های نوترونی دارای میدان‌های مغناطیسی فوق‌العاده قدرتمندی هستند.

منبع: Realm of Legends

But what if you could make oil magnetic?

اما اگر بتوانید نفت را مغناطیسی کنید چه می‌شود؟

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation August 2014

The magnetic field is usually invisible to us.

میدان مغناطیسی معمولاً برای ما نامرئی است.

منبع: Travel to the Earth's interior

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید