nonmagnetic material
مواد غیر مغناطیسی
nonmagnetic properties
ویژگیهای غیر مغناطیسی
nonmagnetic metals
فلزات غیر مغناطیسی
nonmagnetic substances
مواد غیر مغناطیسی
nonmagnetic objects
اشیاء غیر مغناطیسی
nonmagnetic alloys
آلیاژهای غیر مغناطیسی
nonmagnetic tools
ابزارهای غیر مغناطیسی
nonmagnetic components
قطعات غیر مغناطیسی
nonmagnetic devices
دستگاههای غیر مغناطیسی
nonmagnetic coatings
پوششهای غیر مغناطیسی
the nonmagnetic materials are essential for electronic devices.
مواد غیر مغناطیسی برای دستگاههای الکترونیکی ضروری هستند.
this tool is made from nonmagnetic steel to avoid interference.
این ابزار از فولاد غیر مغناطیسی ساخته شده است تا از تداخل جلوگیری شود.
nonmagnetic components are preferred in sensitive equipment.
قطعات غیر مغناطیسی در تجهیزات حساس ترجیح داده میشوند.
she chose a nonmagnetic bracelet for her medical needs.
او یک دستبند غیر مغناطیسی برای نیازهای پزشکی خود انتخاب کرد.
nonmagnetic materials can be used in mri machines.
میتوان از مواد غیر مغناطیسی در دستگاههای MRI استفاده کرد.
he explained the advantages of using nonmagnetic tools.
او مزایای استفاده از ابزارهای غیر مغناطیسی را توضیح داد.
nonmagnetic substances do not react to magnetic fields.
مواد غیر مغناطیسی به میدانهای مغناطیسی واکنش نشان نمیدهند.
the lab requires nonmagnetic items to ensure accuracy.
آزمایشگاه به اطمینان از دقت نیاز به اقلام غیر مغناطیسی دارد.
nonmagnetic wires are used in various applications.
سیمهای غیر مغناطیسی در کاربردهای مختلف استفاده میشوند.
her nonmagnetic watch is perfect for the laboratory.
ساعت غیر مغناطیسی او برای آزمایشگاه عالی است.
nonmagnetic material
مواد غیر مغناطیسی
nonmagnetic properties
ویژگیهای غیر مغناطیسی
nonmagnetic metals
فلزات غیر مغناطیسی
nonmagnetic substances
مواد غیر مغناطیسی
nonmagnetic objects
اشیاء غیر مغناطیسی
nonmagnetic alloys
آلیاژهای غیر مغناطیسی
nonmagnetic tools
ابزارهای غیر مغناطیسی
nonmagnetic components
قطعات غیر مغناطیسی
nonmagnetic devices
دستگاههای غیر مغناطیسی
nonmagnetic coatings
پوششهای غیر مغناطیسی
the nonmagnetic materials are essential for electronic devices.
مواد غیر مغناطیسی برای دستگاههای الکترونیکی ضروری هستند.
this tool is made from nonmagnetic steel to avoid interference.
این ابزار از فولاد غیر مغناطیسی ساخته شده است تا از تداخل جلوگیری شود.
nonmagnetic components are preferred in sensitive equipment.
قطعات غیر مغناطیسی در تجهیزات حساس ترجیح داده میشوند.
she chose a nonmagnetic bracelet for her medical needs.
او یک دستبند غیر مغناطیسی برای نیازهای پزشکی خود انتخاب کرد.
nonmagnetic materials can be used in mri machines.
میتوان از مواد غیر مغناطیسی در دستگاههای MRI استفاده کرد.
he explained the advantages of using nonmagnetic tools.
او مزایای استفاده از ابزارهای غیر مغناطیسی را توضیح داد.
nonmagnetic substances do not react to magnetic fields.
مواد غیر مغناطیسی به میدانهای مغناطیسی واکنش نشان نمیدهند.
the lab requires nonmagnetic items to ensure accuracy.
آزمایشگاه به اطمینان از دقت نیاز به اقلام غیر مغناطیسی دارد.
nonmagnetic wires are used in various applications.
سیمهای غیر مغناطیسی در کاربردهای مختلف استفاده میشوند.
her nonmagnetic watch is perfect for the laboratory.
ساعت غیر مغناطیسی او برای آزمایشگاه عالی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید