magnificently

[ایالات متحده]/mæg'nifisəntli/
[بریتانیا]/mæɡˈnɪfɪsəntlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز عالی، باشکوه یا برجسته; به طور عالی

جملات نمونه

The orchestra played magnificently at the concert.

ارکستر در کنسرت به طرز چشمگیری به زیبایی اجرا کرد.

The sunset looked magnificently beautiful over the ocean.

غروب خورشید به طرز چشمگیری زیبا بر فراز اقیانوس به نظر می‌رسید.

She danced magnificently on stage.

او به طرز چشمگیری روی صحنه رقصید.

The cathedral was magnificently designed with intricate details.

کاتدرال با جزئیات پیچیده به طرز چشمگیری طراحی شده بود.

The palace was magnificently decorated for the royal banquet.

کاخ برای ضیافت سلطنتی به طرز چشمگیری تزئین شده بود.

The mountain range looked magnificently majestic in the distance.

مجموعه کوهستانی در دوردست به طرز چشمگیری باشکوه به نظر می‌رسید.

The fireworks display was magnificently breathtaking.

نمایش آتش‌بازی به طرز چشمگیری نفس‌گیر بود.

The painting captured the beauty of nature magnificently.

نقاشی به طرز چشمگیری زیبایی طبیعت را به تصویر کشید.

The historical monument stands magnificently in the center of the city.

محوطه تاریخی به طرز چشمگیری در مرکز شهر ایستاده است.

The grand ballroom was magnificently adorned for the gala event.

تالار بزرگ برای رویداد شام به طرز چشمگیری تزئین شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید