exquisitely

[ایالات متحده]/ek'skwizitli/
[بریتانیا]/ɛkˈsk wɪzɪtlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با ظرافت یا نرمی استثنایی؛ به شدت؛ به طور بسیار.

عبارات و ترکیب‌ها

exquisitely designed

طراحی شده با ظرافت

exquisitely crafted

با ظرافت ساخته شده

exquisitely detailed

با جزئیات ظریف

exquisitely decorated

با تزئینات ظریف

exquisitely beautiful

به طرز زیبایی ظریف

جملات نمونه

an exquisitely detailed carving.

یک حکاکی با جزئیات بسیار زیبا.

an exquisitely charming portrait

یک پرتره بسیار جذاب

the exquisitely detailed carvings on the cathedral door

حکاکی های بسیار دقیق روی در کلیسا

He found her exquisitely beautiful.

او او را فوق العاده زیبا یافت.

those large and lumpish hands could produce exquisitely fine work.

آن دست‌های بزرگ و پُرزنگاری می‌توانستند آثار فوق العاده ظریفی تولید کنند.

an epicurean banquet of exquisitely prepared food accompanied throughout by vintage champagne.

یک ضیافت حسیّت‌طلبانه از غذای فوق العاده خوشمزه همراه با شامپاین باستانی.

Even an exquisitely prepared dinner couldn't revive her jaded palate.

حتی یک شام فوق العاده خوشمزه نمی‌توانست ذائقه‌ی بی‌حوصله‌اش را زنده کند.

There was neither coarseness nor want of shadowing in a countenance that was exquisitely regular and dignified, and surpassingly beautiful.

نه زبری وجود داشت و نه فقدان سایه‌اندازی در چهره‌ای که به طرز فوق‌العاده‌ای منظم، باوقار و بسیار زیبا بود.

perhaps with the exquisitely balletic ball-goes-thisaway, I-go-thataway porouette past Newcastle's defence in 2002, argubly the most divinely intuitive goal ever seen in English football.

شاید با حرکات موزون و بی‌نظیر توپ که به این سمت می‌رود، من به آن سمت می‌روم، دور از دفاع نیوکاسل در سال 2002، به احتمال زیاد زیباترین و شهودی‌ترین گل تاریخ فوتبال انگلیس.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید