magnifies

[ایالات متحده]/mæɡ.nɪ.faɪz/
[بریتانیا]/mæɡ.nə.faɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بزرگ‌تر کردن؛ افزایش در اندازه؛ بزرگ‌نمایی کردن؛ به شدت تحسین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

magnifies details

بزرگنمایی جزئیات

magnifies problems

بزرگنمایی مشکلات

magnifies effects

بزرگنمایی اثرات

magnifies flaws

بزرگنمایی نقص‌ها

magnifies issues

بزرگنمایی مسائل

magnifies strengths

بزرگنمایی نقاط قوت

magnifies risks

بزرگنمایی خطرات

magnifies impact

بزرگنمایی تاثیر

magnifies benefits

بزرگنمایی مزایا

magnifies success

بزرگنمایی موفقیت

جملات نمونه

the microscope magnifies small objects for better visibility.

میکروسکوپ اشیاء کوچک را برای دید بهتر بزرگنمایی می‌کند.

the camera magnifies the beauty of the landscape.

دوربین زیبایی منظره را بزرگنمایی می‌کند.

his enthusiasm magnifies the team's spirit.

اشتیاق او روحیه تیم را تقویت می‌کند.

the report magnifies the importance of environmental protection.

گزارش اهمیت حفاظت از محیط زیست را برجسته می‌کند.

this lens magnifies the details of the artwork.

این لنز جزئیات اثر هنری را بزرگنمایی می‌کند.

her criticism magnifies the flaws in the project.

انتقاد او نقاط ضعف پروژه را آشکار می‌کند.

the new software magnifies the efficiency of our workflow.

نرم افزار جدید کارایی گردش کار ما را افزایش می‌دهد.

the speaker's voice magnifies the message of hope.

صدای سخنران پیام امید را تقویت می‌کند.

the research magnifies the effects of climate change.

تحقیقات اثرات تغییرات آب و هوایی را برجسته می‌کند.

her passion for music magnifies her performances.

اشتیاق او به موسیقی اجرای او را تقویت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید