enlarges

[ایالات متحده]/ɪnˈlɑːdʒɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈlɑrdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بزرگتر یا وسیع‌تر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

enlarges the image

بزرگنمایی تصویر

enlarges the view

بزرگنمایی دید

enlarges the area

بزرگنمایی ناحیه

enlarges the scope

بزرگنمایی دامنه

enlarges the size

بزرگنمایی اندازه

enlarges the font

بزرگنمایی فونت

enlarges the capacity

بزرگنمایی ظرفیت

enlarges the audience

بزرگنمایی مخاطب

enlarges the market

بزرگنمایی بازار

enlarges the impact

بزرگنمایی تاثیر

جملات نمونه

exercise regularly enlarges your lung capacity.

ورزش منظم به طور مرتب ظرفیت ریه شما را افزایش می‌دهد.

reading books enlarges your vocabulary.

خواندن کتاب دایره لغات شما را گسترش می‌دهد.

traveling to new places enlarges your perspective on life.

سفر به مکان‌های جدید، دیدگاه شما را نسبت به زندگی گسترش می‌دهد.

learning new languages enlarges your communication skills.

یادگیری زبان‌های جدید مهارت‌های ارتباطی شما را گسترش می‌دهد.

joining clubs enlarges your social network.

عضویت در باشگاه‌ها شبکه اجتماعی شما را گسترش می‌دهد.

this project enlarges our understanding of the universe.

این پروژه درک ما از جهان را گسترش می‌دهد.

investing in education enlarges career opportunities.

سرمایه‌گذاری در آموزش فرصت‌های شغلی را گسترش می‌دهد.

his research enlarges the field of neuroscience.

تحقیقات او زمینه علوم اعصاب را گسترش می‌دهد.

the new policy enlarges access to healthcare services.

سیاست جدید دسترسی به خدمات بهداشتی را گسترش می‌دهد.

her experience enlarges the team's capabilities.

تجربه او توانایی‌های تیم را گسترش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید