magpies

[ایالات متحده]/ˈmæɡ.paɪz/
[بریتانیا]/ˈmæɡ.paɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پرنده که به خاطر پرهای سیاه و سفید و رفتار هوشمندش شناخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

magpies sing

قناری‌ها آواز می‌خوانند

magpies gather

قناری‌ها جمع می‌شوند

magpies fly

قناری‌ها پرواز می‌کنند

magpies call

قناری‌ها صدا می‌کنند

magpies nest

قناری‌ها لانه می‌سازند

magpies dance

قناری‌ها می‌رقصند

magpies chirp

قناری‌ها جیک جیک می‌کنند

magpies play

قناری‌ها بازی می‌کنند

magpies roam

قناری‌ها سرگردان می‌شوند

magpies perch

قناری‌ها استراحت می‌کنند

جملات نمونه

magpies are known for their intelligence.

قرقاول‌ها به خاطر هوش خود شناخته شده‌اند.

in many cultures, magpies are symbols of good luck.

در بسیاری از فرهنگ‌ها، قرقاول‌ها نماد شانس خوب هستند.

magpies often collect shiny objects.

قرقاول‌ها اغلب اشیاء براق جمع می‌کنند.

seeing two magpies is said to bring joy.

دیدن دو قرقاول گفته می‌شود که شادی به ارمغان می‌آورد.

magpies can mimic human voices.

قرقاول‌ها می‌توانند صدای انسان را تقلید کنند.

many people enjoy watching magpies in their gardens.

بسیاری از مردم از تماشای قرقاول‌ها در باغ‌های خود لذت می‌برند.

magpies are often seen in pairs.

قرقاول‌ها اغلب به صورت جفت دیده می‌شوند.

in folklore, magpies are considered messengers.

در فولکلور، قرقاول‌ها به عنوان پیام‌رسان در نظر گرفته می‌شوند.

magpies build their nests high in trees.

قرقاول‌ها لانه‌های خود را در ارتفاع بالا در درختان می‌سازند.

some people believe that magpies can predict the weather.

برخی از مردم معتقدند که قرقاول‌ها می‌توانند هوا را پیش‌بینی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید