majordomo service
خدمات متصدی
majordomo role
نقش متصدی
majordomo duties
وظایف متصدی
majordomo position
موقعیت متصدی
majordomo function
وظیفه متصدی
majordomo tasks
وظایف متصدی
majordomo responsibilities
مسئولیتهای متصدی
majordomo management
مدیریت متصدی
majordomo duties list
لیست وظایف متصدی
majordomo assistant
دستیار متصدی
the majordomo organized the entire event flawlessly.
سرپرست خانهدار کل رویداد را به طور کامل و بینقص سازماندهی کرد.
every guest was greeted by the majordomo upon arrival.
هر مهمانی با ورود توسط سرپرست خانهدار مورد استقبال قرار گرفت.
the majordomo managed the staff efficiently.
سرپرست خانهدار با کارایی، کارکنان را مدیریت کرد.
as the majordomo, he was responsible for all household affairs.
همانطور که سرپرست خانهدار بود، او مسئولیت همه امور منزل را بر عهده داشت.
the majordomo ensured that everything ran smoothly.
سرپرست خانهدار اطمینان حاصل کرد که همه چیز به خوبی پیش میرود.
guests often complimented the majordomo on his service.
مهمانان اغلب از خدمات سرپرست خانهدار تعریف میکردند.
the majordomo oversaw the preparations for the dinner party.
سرپرست خانهدار بر آمادگیها برای مهمانی شام نظارت داشت.
it is important for a majordomo to have excellent communication skills.
برای یک سرپرست خانهدار داشتن مهارتهای ارتباطی عالی مهم است.
the majordomo handled all the guests' requests promptly.
سرپرست خانهدار به سرعت به تمام درخواستهای مهمانان رسیدگی کرد.
being a majordomo requires a great deal of responsibility.
سرپرست خانهدار بودن نیازمند مسئولیت زیادی است.
majordomo service
خدمات متصدی
majordomo role
نقش متصدی
majordomo duties
وظایف متصدی
majordomo position
موقعیت متصدی
majordomo function
وظیفه متصدی
majordomo tasks
وظایف متصدی
majordomo responsibilities
مسئولیتهای متصدی
majordomo management
مدیریت متصدی
majordomo duties list
لیست وظایف متصدی
majordomo assistant
دستیار متصدی
the majordomo organized the entire event flawlessly.
سرپرست خانهدار کل رویداد را به طور کامل و بینقص سازماندهی کرد.
every guest was greeted by the majordomo upon arrival.
هر مهمانی با ورود توسط سرپرست خانهدار مورد استقبال قرار گرفت.
the majordomo managed the staff efficiently.
سرپرست خانهدار با کارایی، کارکنان را مدیریت کرد.
as the majordomo, he was responsible for all household affairs.
همانطور که سرپرست خانهدار بود، او مسئولیت همه امور منزل را بر عهده داشت.
the majordomo ensured that everything ran smoothly.
سرپرست خانهدار اطمینان حاصل کرد که همه چیز به خوبی پیش میرود.
guests often complimented the majordomo on his service.
مهمانان اغلب از خدمات سرپرست خانهدار تعریف میکردند.
the majordomo oversaw the preparations for the dinner party.
سرپرست خانهدار بر آمادگیها برای مهمانی شام نظارت داشت.
it is important for a majordomo to have excellent communication skills.
برای یک سرپرست خانهدار داشتن مهارتهای ارتباطی عالی مهم است.
the majordomo handled all the guests' requests promptly.
سرپرست خانهدار به سرعت به تمام درخواستهای مهمانان رسیدگی کرد.
being a majordomo requires a great deal of responsibility.
سرپرست خانهدار بودن نیازمند مسئولیت زیادی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید