maleficent

[ایالات متحده]/məˈlɛfɪsənt/
[بریتانیا]/məˈlɛfɪsənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مضر، شرور یا جنایی

عبارات و ترکیب‌ها

maleficent queen

ملکه شرور

maleficent spell

جادوی شرور

maleficent character

شخصیت شرور

maleficent fairy

پری شرور

maleficent curse

نفرین شرور

maleficent figure

شخصیت شرور

maleficent story

داستان شرور

maleficent role

نقش شرور

maleficent villain

خبیث شرور

maleficent legacy

میراث شرور

جملات نمونه

the maleficent witch cast a dark spell over the village.

جادوگر شرور یک طلسم تاریک بر روی روستا انداخت.

her maleficent intentions were clear from the start.

قصدات شیطانی او از ابتدا آشکار بود.

in the story, the maleficent dragon guarded the treasure.

در داستان، اژدهای شرور از گنج محافظت می‌کرد.

the maleficent forces of darkness threatened the kingdom.

نیروهای شرور تاریکی تهدید به نابودی پادشاهی کردند.

she played a maleficent role in the downfall of the hero.

او نقش شرورانه ای در سقوط قهرمان داشت.

legends speak of a maleficent spirit haunting the forest.

افسانه ها از ارواح شرور صحبت می‌کنند که جنگل را آزار می‌دهد.

the maleficent plot was uncovered by the brave detective.

طرح شیطانی توسط کارآگاه شجاع کشف شد.

he warned us about the maleficent influence of greed.

او به ما در مورد تأثیرات شرورانه طمع هشدار داد.

the maleficent queen sought revenge on her enemies.

ملکه شرور به دنبال انتقام از دشمنانش بود.

children were frightened by the tales of the maleficent giant.

کودکان از داستان های غول شرور می‌ترسیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید