mammalogy

[ایالات متحده]/ˌmæməˈlɒdʒi/
[بریتانیا]/ˌmæməˈlɑːdʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاخه‌ای از علم که با پستانداران سر و کار دارد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

mammalogy studies

مطالعات پستان‌داری

mammalogy courses

دوره‌های پستان‌داری

mammalogy fieldwork

کار میدانی پستان‌داری

mammalogy research

تحقیقات پستان‌داری

mammalogy experts

متخصصان پستان‌داری

mammalogy textbooks

کتاب‌های درسی پستان‌داری

mammalogy societies

جوامع پستان‌داری

mammalogy conferences

کنفرانس‌های پستان‌داری

mammalogy techniques

تکنیک‌های پستان‌داری

mammalogy publications

نشریات پستان‌داری

جملات نمونه

mammalogy is the study of mammals.

تحقیقات پستان‌داران مطالعه پستانداران است.

she decided to major in mammalogy at university.

او تصمیم گرفت در دانشگاه در رشته‌ی تحقیقات پستان‌داران گرایش بگیرد.

mammalogy helps us understand animal behavior.

تحقیقات پستان‌داران به ما کمک می‌کند رفتار حیوانات را درک کنیم.

the professor gave a lecture on mammalogy.

استاد در مورد تحقیقات پستان‌داران سخنرانی کرد.

fieldwork is essential in mammalogy research.

کار میدانی در تحقیقات پستان‌داران ضروری است.

many students are fascinated by mammalogy.

بسیاری از دانش آموزان مجذوب تحقیقات پستان‌داران هستند.

mammalogy includes the study of species diversity.

تحقیقات پستان‌داران شامل مطالعه تنوع گونه‌ها می‌شود.

conservation efforts are important in mammalogy.

تلاش‌های حفاظتی در تحقیقات پستان‌داران مهم هستند.

she published a paper on mammalogy last year.

او سال گذشته مقاله‌ای در مورد تحقیقات پستان‌داران منتشر کرد.

understanding mammalogy can aid in wildlife preservation.

درک تحقیقات پستان‌داران می‌تواند به حفظ حیات وحش کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید