manageable

[ایالات متحده]/ˈmænɪdʒəbl/
[بریتانیا]/ˈmænɪdʒəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل مدیریت یا رسیدگی; در کنترل فرد

جملات نمونه

form the mixture into a manageable dough.

مواد را به خمیری قابل مدیریت تبدیل کنید.

A book as big as that is not a manageable size.

کتابی به آن بزرگی، اندازه قابل مدیریتی ندارد.

thick, glossy, manageable hair.

موهای ضخیم، براق و قابل مدیریت.

each tutorial is broken down into more manageable units.

هر آموزش به واحدهای قابل مدیریت تر تقسیم می شود.

he reduces unimaginable statistics to manageable proportions.

او آمار غیرقابل تصور را به نسبت های قابل مدیریت کاهش می دهد.

My hair is much more manageable since I had it cut short.

موهای من از زمانی که کوتاه کردم خیلی قابل مدیریت تر شده است.

نمونه‌های واقعی

Keep them specific, concise and manageable.

آنها را خاص، مختصر و قابل مدیریت نگه دارید.

منبع: Science in Life

Breaking up a big assignment into smaller, more manageable sections is half the battle.

شکستن یک تکلیف بزرگ به بخش‌های کوچکتر و قابل مدیریت‌تر، نیمی از نبرد است.

منبع: Selected English short passages

This is a small and manageable change.

این یک تغییر کوچک و قابل مدیریت است.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

May not be manageable in south Florida.

ممکن است در فلوریدای جنوبی قابل مدیریت نباشد.

منبع: PBS Interview Environmental Series

It's important to know that treatment is available and that life can be made more manageable.

دانستن این نکته مهم است که درمان در دسترس است و زندگی را می‌توان قابل مدیریت‌تر کرد.

منبع: Psychology Mini Class

So indoor living is manageable with this outdoor.

بنابراین زندگی در داخل خانه با این فضای باز قابل مدیریت است.

منبع: VOA Standard English_Americas

If we do our best they will be manageable.

اگر تمام تلاش خود را انجام دهیم، آنها قابل مدیریت خواهند بود.

منبع: VOA Standard English_Americas

With relaxed hair, my hair was more manageable, more presentable.

با موهای صاف، موهای من قابل مدیریت‌تر و آراسته‌تر بود.

منبع: TED-Ed Student Weekend Show

Today he says his dark moods are remote and manageable.

امروز او می‌گوید حالات افسرده‌اش دور و قابل مدیریت هستند.

منبع: Bloomberg Businessweek

It makes your work seem manageable, instead of stressful and depressive.

این باعث می‌شود کار شما قابل مدیریت به نظر برسد، به جای اینکه استرس‌زا و افسرده‌کننده باشد.

منبع: Science in Life

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید