mandibles

[ایالات متحده]/ˈmændɪbəlz/
[بریتانیا]/ˈmændɪbəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فک پایین یا استخوان فک؛ فک بالا، بخشی از دهان

عبارات و ترکیب‌ها

strong mandibles

دندانک‌های قوی

mandibles movement

حرکت دندانک‌ها

sharp mandibles

دندانک‌های تیز

mandibles structure

ساختار دندانک‌ها

mandibles function

عملکرد دندانک‌ها

mandibles anatomy

آناتومی دندانک‌ها

mandibles size

اندازه دندانک‌ها

mandibles shape

شکل دندانک‌ها

mandibles design

طراحی دندانک‌ها

mandibles adaptation

سازگاری دندانک‌ها

جملات نمونه

the insect uses its mandibles to chew food.

حشره از مندیبل‌های خود برای جویدن غذا استفاده می‌کند.

some species have powerful mandibles for hunting.

برخی از گونه‌ها مندیبل‌های قدرتمندی برای شکار دارند.

ants communicate by tapping their mandibles.

موشک‌ها با ضربه زدن به مندیبل‌های خود ارتباط برقرار می‌کنند.

the crab's mandibles are used for cracking shells.

مندیبل‌های خرچنگ برای شکستن صدف‌ها استفاده می‌شوند.

mandibles can vary greatly among different species.

مندیبل‌ها می‌توانند در گونه‌های مختلف بسیار متفاوت باشند.

beetles have strong mandibles for defense.

خندقی‌ها مندیبل‌های قوی برای دفاع دارند.

the size of the mandibles indicates the insect's diet.

اندازه مندیبل‌ها نشان‌دهنده رژیم غذایی حشره است.

some animals use their mandibles to dig.

برخی از حیوانات از مندیبل‌های خود برای کندن استفاده می‌کنند.

mandibles play a crucial role in feeding behavior.

مندیبل‌ها نقش مهمی در رفتار تغذیه ای ایفا می‌کنند.

observing mandibles can help identify species.

مشاهده مندیبل‌ها می‌تواند به شناسایی گونه‌ها کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید