pincers

[ایالات متحده]/'pɪnsəz/
[بریتانیا]/ˈpɪnsəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جفت چنگال قوی، مانند آنهایی که در میگو یا خرچنگ وجود دارد.
Word Forms
جمعpincers

عبارات و ترکیب‌ها

lobster pincers

چنگال‌های خرچنگ

جملات نمونه

The crab used its pincers to defend itself.

خرچنگ از چنگک‌های خود برای دفاع از خود استفاده کرد.

The lobster's pincers were sharp and powerful.

چنگک‌های خرچنگ دریایی تیز و قدرتمند بودند.

The scorpion's pincers are used for capturing prey.

از چنگک‌های عقرب برای به دام انداختن طعمه استفاده می‌شود.

The surgeon carefully used the pincers to remove the foreign object.

جراح با دقت از انبر برای برداشتن جسم خارجی استفاده کرد.

The robot was equipped with pincers for gripping objects.

ربات مجهز به انبر برای گرفتن اشیا بود.

The crab's pincers clicked loudly as it moved across the sand.

با حرکت خرچنگ روی شن، چنگک‌های آن با صدای بلند کلیک کردند.

The pincers of the mantis shrimp are known for their incredible speed.

چنگک‌های میگوی مچاله ای به خاطر سرعت باورنکردنی خود مشهور هستند.

The hermit crab uses empty shells to protect its soft abdomen since it has small pincers.

خرچنگ پیغامی از صدف‌های خالی برای محافظت از شکم نرم خود استفاده می‌کند زیرا چنگک‌های کوچکی دارد.

The metal pincers are essential tools for jewelry making.

انبرهای فلزی ابزارهای ضروری برای ساخت جواهرات هستند.

The chef used pincers to carefully place the garnish on the dish.

آشپز از انبر برای قرار دادن با دقت زینت روی غذا استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید