manga

[ایالات متحده]/ˈmæŋɡə/
[بریتانیا]/ˈmæŋɡə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمیک ژاپنی یا رمان گرافیکی؛ کمیک به طور کلی (غیررسمی)

عبارات و ترکیب‌ها

manga series

سری مانگا

manga artist

هنرمند مانگا

manga volume

جلد مانگا

manga adaptation

انطباق مانگا

manga panel

پنل مانگا

manga style

سبک مانگا

manga culture

فرهنگ مانگا

manga fandom

طرفداران مانگا

manga publisher

ناشر مانگا

manga merchandise

کالاها/محصولات مانگا

جملات نمونه

i love reading manga during my free time.

من عاشق خواندن مانگا در اوقات فراغت خود هستم.

have you seen the latest manga series?

آیا آخرین مجموعه مانگا را دیده اید؟

manga has become popular worldwide.

مانگا در سراسر جهان محبوب شده است.

she collects rare manga editions.

او نسخه های کمیاب مانگا جمع آوری می کند.

many anime are adapted from manga.

بسیاری از انیمه ها از مانگا اقتباس شده اند.

he spends hours drawing his own manga.

او ساعت ها وقت خود را صرف نقاشی مانگا خود می کند.

manga characters often have unique designs.

شخصیت های مانگا اغلب طرح های منحصر به فردی دارند.

there is a manga club at my school.

در مدرسه من یک باشگاه مانگا وجود دارد.

she introduced me to her favorite manga.

او من را با مانگای مورد علاقه اش آشنا کرد.

manga conventions attract many fans each year.

نمایشگاه های مانگا هر سال بسیاری از طرفداران را جذب می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید