manhunt

[ایالات متحده]/'mænhʌnt/
[بریتانیا]/'mænhʌnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تعقیب یک فراری یا مجرم
Word Forms
جمعmanhunts

جملات نمونه

The police launched a manhunt for the escaped prisoner.

پلیس برای دستگیری متهم فراری یک تعقیب و گریز را آغاز کرد.

The manhunt for the serial killer lasted for weeks.

تعقیب و گریز برای قاتل زنجیره‌ای برای هفته‌ها ادامه داشت.

The manhunt intensified as more clues were uncovered.

با کشف سرنخ‌های بیشتر، تعقیب و گریز تشدید شد.

The entire city was on edge during the manhunt.

در طول تعقیب و گریز، کل شهر در حالت آماده‌باش بود.

The manhunt led to the capture of the criminal.

تعقیب و گریز منجر به دستگیری مجرم شد.

The manhunt involved multiple law enforcement agencies working together.

تعقیب و گریز شامل چندین سازمان مجری قانون بود که با هم همکاری می‌کردند.

Residents were urged to stay indoors during the manhunt.

از مردم خواسته شد در طول تعقیب و گریز در داخل خانه بمانند.

The suspect was finally apprehended after a lengthy manhunt.

متهم پس از یک تعقیب و گریز طولانی سرانجام دستگیر شد.

The manhunt spanned across several counties.

تعقیب و گریز در چندین شهرستان گسترش یافت.

The manhunt ended with the fugitive being cornered in a remote cabin.

تعقیب و گریز با به گوشه رانده شدن متواری شده در یک کلبه دورافتاده به پایان رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید