manifests

[ایالات متحده]/ˈmænɪfɛsts/
[بریتانیا]/ˈmænɪfɛsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به وضوح نشان دادن؛ فاش کردن؛ ظاهر شدن؛ قابل توجه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

manifests itself

خود را نشان می‌دهد

manifests in behavior

در رفتار ظاهر می‌شود

manifests as change

به عنوان تغییر ظاهر می‌شود

manifests through actions

از طریق اعمال ظاهر می‌شود

manifests in symptoms

در علائم ظاهر می‌شود

manifests in dreams

در رویاها ظاهر می‌شود

manifests in thoughts

در افکار ظاهر می‌شود

manifests as fear

به عنوان ترس ظاهر می‌شود

manifests in art

در هنر ظاهر می‌شود

manifests in nature

در طبیعت ظاهر می‌شود

جملات نمونه

his talent manifests in his artwork.

استعداد او در آثار هنری‌اش خود را نشان می‌دهد.

the symptoms of the disease often manifest suddenly.

علائم بیماری اغلب به طور ناگهانی ظاهر می‌شوند.

her enthusiasm for the project manifests through her hard work.

اشتیاق او به پروژه از طریق تلاش سختش خود را نشان می‌دهد.

love manifests in many different ways.

عشق به روش‌های مختلف خود را نشان می‌دهد.

the challenges of the task manifest as we progress.

چالش‌های این کار با پیشرفت ما آشکار می‌شوند.

his anger manifests in his body language.

خشم او در زبان بدن او خود را نشان می‌دهد.

success manifests when hard work meets opportunity.

موفقیت زمانی حاصل می‌شود که تلاش سخت با فرصت همراه شود.

the beauty of nature manifests in the changing seasons.

زیبایی طبیعت در فصل‌های تغییر سال خود را نشان می‌دهد.

her creativity manifests in her unique designs.

خلاقیت او در طرح‌های منحصر به فردش خود را نشان می‌دهد.

the effects of climate change manifest in extreme weather.

اثرات تغییرات آب و هوایی در آب و هوای شدید خود را نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید