signifies

[ایالات متحده]/ˈsɪɡnɪfaɪz/
[بریتانیا]/ˈsɪɡnɪˌfaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به معنای یا نمایندگی چیزی بودن؛ دارای اهمیت یا معنی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

signifies change

نشان دهنده تغییر

signifies hope

نشان دهنده امید

signifies progress

نشان دهنده پیشرفت

signifies success

نشان دهنده موفقیت

signifies danger

نشان دهنده خطر

signifies growth

نشان دهنده رشد

signifies unity

نشان دهنده وحدت

signifies strength

نشان دهنده قدرت

signifies value

نشان دهنده ارزش

جملات نمونه

in literature, a red rose often signifies love.

در ادبیات، یک گل سرخ قرمز اغلب نشان‌دهنده عشق است.

a low score on the test signifies a need for improvement.

نمره پایین در آزمون نشان دهنده نیاز به بهبود است.

the presence of clouds signifies that rain may be coming.

حضور ابرها نشان می‌دهد که ممکن است باران برسد.

in many cultures, a dove signifies peace.

در بسیاری از فرهنگ‌ها، یک کبوتر نشان‌دهنده صلح است.

his silence signifies disapproval of the decision.

سکوت او نشان دهنده مخالفت با تصمیم است.

a handshake often signifies a mutual agreement.

دست دادن اغلب نشان دهنده توافق متقابل است.

the color green signifies growth and renewal.

رنگ سبز نشان دهنده رشد و تجدید حیات است.

in astrology, your sun sign signifies your core personality.

در علم نجوم، علائم خورشیدی شما نشان دهنده شخصیت اصلی شما است.

a loud noise signifies something unusual is happening.

صدای بلند نشان می‌دهد که اتفاق غیرعادی در حال رخ دادن است.

in business, a decline in sales signifies economic challenges.

در کسب و کار، کاهش فروش نشان دهنده چالش های اقتصادی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید