mantelpiece

[ایالات متحده]/'mænt(ə)lpiːs/
[بریتانیا]/'mæntlpis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سکو تزئینی بالای شومینه
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

decorating the mantelpiece

تزئین شومینه

above the mantelpiece

بالای شومینه

جملات نمونه

there isn't a clock on the mantelpiece—come to that, there isn't a mantelpiece!.

هیچ ساعتی روی شومینه وجود ندارد - در ضمن، اصلا شومینه ای وجود ندارد!

twin statuettes on the mantelpiece

دو مجسمه دوقلو روی شومینه

A silver vase stood on the mantelpiece.

یک گلدان نقره‌ای روی شومینه قرار داشت.

The mantelpiece was adorned with family photos.

شومینه با عکس‌های خانوادگی تزئین شده بود.

She placed a vase of flowers on the mantelpiece.

او یک گلدان گل روی شومینه گذاشت.

The clock on the mantelpiece chimed loudly.

ساعت روی شومینه با صدای بلند زنگ خورد.

He carefully dusted the mantelpiece to keep it clean.

او با دقت شومینه را گرد زد تا آن را تمیز نگه دارد.

The mantelpiece in the living room is made of marble.

شومینه در اتاق نشیمن از مرمر ساخته شده است.

A mirror hung above the mantelpiece.

یک آینه بالای شومینه آویخته بود.

The mantelpiece was decorated with Christmas stockings.

شومینه با جوراب‌های کریسمس تزئین شده بود.

He found an old letter hidden behind the mantelpiece.

او یک نامه قدیمی را که پشت شومینه پنهان شده بود، پیدا کرد.

The antique clock was the centerpiece of the mantelpiece.

ساعت عتیقه نقطه کانونی شومینه بود.

She carefully arranged the candles on the mantelpiece.

او شمع ها را با دقت روی شومینه مرتب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید