ornaments

[ایالات متحده]/[ˈɔːnmənts]/
[بریتانیا]/[ˈɔːrnənts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقلام تزئینی، به ویژه برای درخت کریسمس؛ چیزهایی که زیبایی چیزی را افزایش می‌دهند
v. تزئین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

christmas ornaments

زینت‌های کریسمس

hanging ornaments

زینت‌های آویزان

ornamenting the tree

تزیین درخت

collecting ornaments

جمع‌آوری زینت‌ها

ornament display

نمایش زینت‌ها

antique ornaments

زینت‌های قدیمی

ornament collection

کلکسیون زینت‌ها

ornaments sparkle

زینت‌ها درخشان هستند

buying ornaments

خریدن زینت‌ها

ornament style

سبک زینت

جملات نمونه

the christmas tree was adorned with colorful ornaments.

درخت کریسمس با تزئینات رنگارنگ تزئین شده بود.

she carefully packed the delicate ornaments for storage.

او تزئینات ظریف را با دقت برای نگهداری بسته‌بندی کرد.

the antique ornaments were worth a considerable amount of money.

تزئینات قدیمی ارزش قابل توجهی از پول را داشتند.

we bought new ornaments to match our holiday theme.

ما تزئینات جدیدی برای مطابقت با موضوع تعطیلات خود خریدیم.

the children loved hanging the ornaments on the tree.

بچه ها عاشق آویزان کردن تزئینات روی درخت بودند.

the shop displayed a wide variety of christmas ornaments.

فروشگاه انواع مختلفی از تزئینات کریسمس را به نمایش گذاشت.

handmade ornaments added a personal touch to the room.

تزئینات دست‌ساز حس شخصی را به اتاق اضافه کرد.

the ornaments reflected the light beautifully.

تزئینات نور را به زیبایی منعکس می‌کردند.

she collected ornaments from all over the world.

او تزئیناتی را از سرتاسر جهان جمع‌آوری کرد.

the ornaments were a cherished family tradition.

تزئینات یک سنت خانوادگی ارزشمند بودند.

he carefully arranged the ornaments on the mantlepiece.

او با دقت تزئینات را روی شومینه مرتب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید