manufacturable

[ایالات متحده]/ˌmæn.jʊˈfæk.tʃər.ə.bəl/
[بریتانیا]/ˌmæn.jəˈfæk.tʃɚ.ə.bəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل ساخت

عبارات و ترکیب‌ها

manufacturable product

محصول قابل تولید

manufacturable design

طراحی قابل تولید

manufacturable component

قطعه قابل تولید

manufacturable item

قطعه قابل تولید

manufacturable process

فرآیند قابل تولید

manufacturable material

مواد قابل تولید

manufacturable solution

راه حل قابل تولید

manufacturable system

سیستم قابل تولید

manufacturable technology

فناوری قابل تولید

manufacturable feature

ویژگی قابل تولید

جملات نمونه

the design must be manufacturable within the budget.

طراحی باید در محدوده بودجه قابل تولید باشد.

we need to ensure that all components are manufacturable.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که همه قطعات قابل تولید هستند.

this product is not manufacturable with current technology.

این محصول با فناوری فعلی قابل تولید نیست.

our team focuses on creating manufacturable prototypes.

تیم ما بر روی ایجاد نمونه‌های اولیه قابل تولید تمرکز دارد.

they assessed whether the concept was manufacturable.

آنها ارزیابی کردند که آیا مفهوم قابل تولید است یا خیر.

manufacturable designs can lead to cost savings.

طراحی‌های قابل تولید می‌توانند منجر به صرفه‌جویی در هزینه شوند.

the engineer proposed a more manufacturable solution.

مهندس یک راه حل قابل تولیدتر پیشنهاد کرد.

it's important to create manufacturable items for mass production.

ایجاد اقلام قابل تولید برای تولید انبوه مهم است.

manufacturable products often have simpler designs.

محصولات قابل تولید اغلب دارای طراحی‌های ساده‌تری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید