unproducible

[ایالات متحده]/[ʌnˈprɒdjuːs(ə)b(ə)l]/
[بریتانیا]/[ˌʌnˈproʊdʒ(ə)s(ə)b(ə)l]/

ترجمه

adj. ناکارآمد؛ ناتوان در تولید یا ساخت شدن؛ نتیجه ندادن، بی‌نتیجه.

عبارات و ترکیب‌ها

unproducible results

نتایج غیرقابل تولید

proving unproducible

ثابت کردن غیرقابل تولید بودن

was unproducible

غیرقابل تولید بود

highly unproducible

بسیار غیرقابل تولید

unproducible state

حالت غیرقابل تولید

found unproducible

غیرقابل تولید یافت شد

unproducible output

خروجی غیرقابل تولید

becoming unproducible

در حال شدن غیرقابل تولید

unproducible material

مواد غیرقابل تولید

deemed unproducible

به عنوان غیرقابل تولید ارزیابی شد

جملات نمونه

the complex algorithm proved to be largely unproducible on our existing hardware.

الگوریتم پیچیده ثابت شد که در دستگاه‌های موجود ما به طور چشمگیری غیرقابل تولید است.

due to supply chain issues, the specialized component remained unproducible for several months.

به دلیل مشکلات زنجیره تأمین، قطعه ویژه‌ای که در چند ماه گذشته غیرقابل تولید ماند.

the highly customized design was deemed unproducible within the project's budget.

طراحی کاملاً سفارشی در بودجه پروژه غیرقابل تولید ارزیابی شد.

their initial projections for output were overly optimistic, proving unproducible in reality.

پیش‌بینی‌های اولیه آن‌ها در مورد خروجی بسیار متفق‌المنشأ بودند، اما در واقع غیرقابل تولید ثابت شد.

the experimental material's properties made it practically unproducible at scale.

خواص ماده آزمایشی آن را در مقیاس واقعی غیرقابل تولید کرد.

the intricate details of the prototype were unproducible using standard manufacturing processes.

جزئیات پیچیده نمونه اولیه با فرآیندهای ساخت استاندارد غیرقابل تولید بود.

the team realized the initial concept was unproducible given the available resources.

تیم متوجه شد که مفهوم اولیه با منابع موجود غیرقابل تولید است.

the product's unique features rendered it unproducible by competing manufacturers.

ویژگی‌های منحصر به فرد محصول آن را از سازندگان رقیب غیرقابل تولید کرد.

the software's advanced functionalities were unproducible with the current development tools.

وظایف پیشرفته نرم‌افزار با ابزارهای توسعه فعلی غیرقابل تولید بود.

the proposed solution was technically sound but ultimately unproducible within the timeframe.

راه‌حل پیشنهادی از نظر فنی منطقی بود، اما در نهایت در چارچوب زمانی مقرر غیرقابل تولید شد.

the rare earth elements required were unproducible in sufficient quantities.

عناصر زمین‌های نادیم مورد نیاز به مقدار کافی غیرقابل تولید بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید