| جمع | marathoners |
a seasoned marathoner
یک ماراتونی با تجربه
marathoner training
تدریب ماراتونی
becoming a marathoner
شدن ماراتونی
elite marathoner
ماراتونی حرفه ای
future marathoner
ماراتونی آینده
marathoner's pace
سرعت ماراتونی
former marathoner
ماراتونی سابق
aspiring marathoner
ماراتونی آرزومند
dedicated marathoner
ماراتونی وفادار
marathoner's finish
پایان ماراتونی
the marathoner trained rigorously for months before the race.
ماراتونباز به طور جدی در ماههای پیش از رقابت تمرین کرد.
she is an experienced marathoner with several finishes under her belt.
او یک ماراتونباز با سابقه است که چند بار به پایان رساندن را پشت سر گذاشته است.
he's a dedicated marathoner, always pushing his limits.
او یک ماراتونباز وفادار است که همیشه به محدودیتهایش فشار میآورد.
the marathoner struggled with fatigue in the final miles.
ماراتونباز در مایلهای پایانی با خستگی مبارزه کرد.
becoming a marathoner requires incredible endurance and discipline.
شدن یک ماراتونباز نیاز به تحمل و انضباط عظیم دارد.
the young marathoner set a personal best time this weekend.
ماراتونباز جوان در این هفتهای پیشتر زمان بهتر شخصی خود را تنظیم کرد.
he inspired many as a seasoned marathoner completing his tenth race.
او زیادی را الهام بخشید که یک ماراتونباز تجربهدار بود که رقابت دهم خود را به پایان رساند.
the marathoner meticulously planned their nutrition strategy.
ماراتونباز به دقت استراتژی تغذیهاش را برنامهریزی کرد.
she is a competitive marathoner aiming for a top-three finish.
او یک ماراتونباز رقابتی است که به دنبال پایان گرفتن در سهتای اول است.
the marathoner’s determination was evident throughout the race.
تعیین ماراتونباز در طول رقابت آشکار بود.
even a seasoned marathoner needs proper rest and recovery.
حتی یک ماراتونباز تجربهدار نیاز به استراحت و بازتوانی مناسب دارد.
a seasoned marathoner
یک ماراتونی با تجربه
marathoner training
تدریب ماراتونی
becoming a marathoner
شدن ماراتونی
elite marathoner
ماراتونی حرفه ای
future marathoner
ماراتونی آینده
marathoner's pace
سرعت ماراتونی
former marathoner
ماراتونی سابق
aspiring marathoner
ماراتونی آرزومند
dedicated marathoner
ماراتونی وفادار
marathoner's finish
پایان ماراتونی
the marathoner trained rigorously for months before the race.
ماراتونباز به طور جدی در ماههای پیش از رقابت تمرین کرد.
she is an experienced marathoner with several finishes under her belt.
او یک ماراتونباز با سابقه است که چند بار به پایان رساندن را پشت سر گذاشته است.
he's a dedicated marathoner, always pushing his limits.
او یک ماراتونباز وفادار است که همیشه به محدودیتهایش فشار میآورد.
the marathoner struggled with fatigue in the final miles.
ماراتونباز در مایلهای پایانی با خستگی مبارزه کرد.
becoming a marathoner requires incredible endurance and discipline.
شدن یک ماراتونباز نیاز به تحمل و انضباط عظیم دارد.
the young marathoner set a personal best time this weekend.
ماراتونباز جوان در این هفتهای پیشتر زمان بهتر شخصی خود را تنظیم کرد.
he inspired many as a seasoned marathoner completing his tenth race.
او زیادی را الهام بخشید که یک ماراتونباز تجربهدار بود که رقابت دهم خود را به پایان رساند.
the marathoner meticulously planned their nutrition strategy.
ماراتونباز به دقت استراتژی تغذیهاش را برنامهریزی کرد.
she is a competitive marathoner aiming for a top-three finish.
او یک ماراتونباز رقابتی است که به دنبال پایان گرفتن در سهتای اول است.
the marathoner’s determination was evident throughout the race.
تعیین ماراتونباز در طول رقابت آشکار بود.
even a seasoned marathoner needs proper rest and recovery.
حتی یک ماراتونباز تجربهدار نیاز به استراحت و بازتوانی مناسب دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید