nautical

[ایالات متحده]/ˈnɔːtɪkl/
[بریتانیا]/ˈnɔːtɪkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به کشتی‌ها، دریانوردان یا ناوبری در دریا.

عبارات و ترکیب‌ها

nautical miles

مایل دریایی

nautical mile

مایل دریایی

nautical chart

نمودار دریایی

nautical almanac

راه‌نمای دریایی

جملات نمونه

a marine chart.See Synonyms at nautical

نمودار دریایی. برای یافتن مترادف‌ها به بخش دریان‌نگاری مراجعه کنید

12 nautical miles off

12 مایل دریایی دور

Captain Gulliver was a middle class, nautical man.

کاپیتان گلیور یک مرد دریان‌نشین با طبقه متوسط بود.

nautical phraseology.See Synonyms at diction

واژه‌پردازی دریایی. برای مترادف‌ها به واژه‌پردازی مراجعه کنید

Nautical To encrust (a ship's hull) with foreign matter, such as barnacles.

دریا برای پوشاندن (بدنه کشتی) با مواد خارجی، مانند صدف.

a nautical (geogrophical) mile

یک مایل دریایی (جغرافیایی)

Nautical The vertical planking between the keel of a vessel and the sternpost, serving as a reinforcement.

دریا نویسی: ورقه عمودی بین کیل کشتی و ستون عقب، که به عنوان تقویت عمل می کند.

Have the nautical chart at your fingertips,and you’ll be able to steer your ship.

نقشه دریانوردی را در دسترس داشته باشید و قادر خواهید بود کشتی خود را هدایت کنید.

1. Nautical A small, flat-bottomed fishing boat with a lugsail on a raking mast.

1. دریانوردی: یک قایق ماهیگیری کوچک، کم‌ارتفاع با بادبان لوکسال روی دکمه‌دار.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید