nautical miles
مایل دریایی
nautical mile
مایل دریایی
nautical chart
نمودار دریایی
nautical almanac
راهنمای دریایی
a marine chart.See Synonyms at nautical
نمودار دریایی. برای یافتن مترادفها به بخش دریاننگاری مراجعه کنید
12 nautical miles off
12 مایل دریایی دور
Captain Gulliver was a middle class, nautical man.
کاپیتان گلیور یک مرد دریاننشین با طبقه متوسط بود.
nautical phraseology.See Synonyms at diction
واژهپردازی دریایی. برای مترادفها به واژهپردازی مراجعه کنید
Nautical To encrust (a ship's hull) with foreign matter, such as barnacles.
دریا برای پوشاندن (بدنه کشتی) با مواد خارجی، مانند صدف.
a nautical (geogrophical) mile
یک مایل دریایی (جغرافیایی)
Nautical The vertical planking between the keel of a vessel and the sternpost, serving as a reinforcement.
دریا نویسی: ورقه عمودی بین کیل کشتی و ستون عقب، که به عنوان تقویت عمل می کند.
Have the nautical chart at your fingertips,and you’ll be able to steer your ship.
نقشه دریانوردی را در دسترس داشته باشید و قادر خواهید بود کشتی خود را هدایت کنید.
1. Nautical A small, flat-bottomed fishing boat with a lugsail on a raking mast.
1. دریانوردی: یک قایق ماهیگیری کوچک، کمارتفاع با بادبان لوکسال روی دکمهدار.
nautical miles
مایل دریایی
nautical mile
مایل دریایی
nautical chart
نمودار دریایی
nautical almanac
راهنمای دریایی
a marine chart.See Synonyms at nautical
نمودار دریایی. برای یافتن مترادفها به بخش دریاننگاری مراجعه کنید
12 nautical miles off
12 مایل دریایی دور
Captain Gulliver was a middle class, nautical man.
کاپیتان گلیور یک مرد دریاننشین با طبقه متوسط بود.
nautical phraseology.See Synonyms at diction
واژهپردازی دریایی. برای مترادفها به واژهپردازی مراجعه کنید
Nautical To encrust (a ship's hull) with foreign matter, such as barnacles.
دریا برای پوشاندن (بدنه کشتی) با مواد خارجی، مانند صدف.
a nautical (geogrophical) mile
یک مایل دریایی (جغرافیایی)
Nautical The vertical planking between the keel of a vessel and the sternpost, serving as a reinforcement.
دریا نویسی: ورقه عمودی بین کیل کشتی و ستون عقب، که به عنوان تقویت عمل می کند.
Have the nautical chart at your fingertips,and you’ll be able to steer your ship.
نقشه دریانوردی را در دسترس داشته باشید و قادر خواهید بود کشتی خود را هدایت کنید.
1. Nautical A small, flat-bottomed fishing boat with a lugsail on a raking mast.
1. دریانوردی: یک قایق ماهیگیری کوچک، کمارتفاع با بادبان لوکسال روی دکمهدار.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید