martyrly

[ایالات متحده]/ˈmɑːtəli/
[بریتانیا]/ˈmɑːrtɚli/

ترجمه

adj. مربوط به، یا ویژگی یک شهید؛ نشان دهنده نگرش یک شهید
adv. به شکلی شبیه شهید؛ همان‌طور که یک شهید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

martyrly sacrifice

قهرمانی تقدیم

martyrly death

مرگ قهرمانانه

martyrly courage

شجاعت قهرمانانه

martyrly suffering

کیفر قهرمانانه

martyrly devotion

پرداخت قهرمانانه

martyrly act

عمل قهرمانانه

martyrly spirit

روح قهرمانانه

martyrly witness

گواهی قهرمانانه

martyrly cause

دلیل قهرمانانه

martyrly example

نمونه قهرمانانه

جملات نمونه

he spoke in a martyrly tone, as if every small inconvenience were a grand sacrifice.

او با حس مظلومانه صحبت کرد، گویی هر ناتوانی کوچکی یک قربانی بزرگ بود.

she gave a martyrly sigh and insisted she would do all the work herself.

او با یک نفس مظلومانه تنفس کرد و اصرار کرد که تمام کار را خود انجام دهد.

his martyrly self-pity wore thin after the third complaint that day.

خودپسندی مظلومانه او پس از سومین شکایت در آن روز ضعیف شد.

with martyrly patience, he endured the long meetings without interrupting anyone.

با صبر مظلومانه، او جلسات طولانی را تحمل کرد بدون اینکه هر کسی را مزاحم کند.

she adopted a martyrly stance, portraying herself as the only one who cared.

او حالتی مظلومانه اتخاذ کرد و خود را تنها کسی که مراقبت می‌کرد، نشان داد.

he answered with a martyrly smile, pretending the insult didn’t hurt at all.

او با لبخندی مظلومانه پاسخ داد و به نظر می‌رسید که این توهینی دردی نکرده است.

her martyrly resignation made it hard to tell whether she was brave or just stubborn.

تسلیم شدن مظلومانه او باعث شد که دشوار باشد بفهمیم آیا او شجاع است یا فقط یکدست.

they rejected his martyrly complaints and asked for practical solutions instead.

آنها شکایات مظلومانه او را رد کردند و به جای آن، از راه‌حل‌های عملی خواستند.

he recounted the story in martyrly detail, emphasizing every sacrifice he made.

او داستان را با جزئیات مظلومانه بازگو کرد و هر قربانی‌ای که داده بود را تاکید کرد.

she maintained a martyrly silence, letting others assume she had been wronged.

او سکوتی مظلومانه حفظ کرد و دیگران را باور داد که او مظلوم شده است.

his martyrly devotion to the cause inspired some people and irritated others.

پایبندی مظلومانه او به این دلیل بعضی افراد را الهام بخشید و برخی دیگر را ناراحت کرد.

he made a martyrly gesture of generosity, then reminded everyone what it had cost him.

او یک حرکت مظلومانه از لطف انجام داد، سپس به همه یادآوری کرد که چه چیزی این را برای او هزینه‌برده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید