martyr

[ایالات متحده]/ˈmɑːtə(r)/
[بریتانیا]/ˈmɑːrtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاهد; کسی که حاضر است برای اعتقادات خود رنج ببرد یا بمیرد
vt. کشتن کسی که به ایمان خود ادامه می‌دهد.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردmartyrs
صفت یا فعل حال استمراریmartyring
زمان گذشتهmartyred
قسمت سوم فعلmartyred
جمعmartyrs

جملات نمونه

The martyr sacrificed their life for their beliefs.

شهید جان خود را برای باورهایش فدا کرد.

He was considered a martyr for his dedication to social justice.

او به دلیل تعهدش به عدالت اجتماعی، یک شهید در نظر گرفته شد.

Many people see Joan of Arc as a heroic martyr.

بسیاری از مردم ژاندارک را به عنوان یک شهید قهرمان می‌بینند.

The martyr's story inspired others to fight for their rights.

داستان شهید الهام بخش دیگران برای مبارزه برای حقوقشان شد.

She was willing to become a martyr for the cause she believed in.

او حاضر بود برای هدفی که به آن باور داشت، شهید شود.

The martyr's bravery in the face of adversity was remarkable.

شجاعت شهید در برابر سختی‌ها قابل توجه بود.

The community honored the martyr with a memorial service.

جامعه با برگزاری مراسم یادبود، شهید را گرامی داشت.

His death was seen as martyrdom by his followers.

مرگ او توسط پیروانش به عنوان شهادت تلقی شد.

The martyr's legacy continues to inspire generations.

ارثیه شهید همچنان الهام بخش نسل‌ها است.

The martyr's courage in the face of persecution was unwavering.

شجاعت شهید در برابر آزار و اذیت، سست نشد.

نمونه‌های واقعی

Oh, don't be such a martyr, Carlos. Okay, it takes two people.

وای، کارلوس، اینقدر خودت رو قربانی جلوه نده. باشه، به دو نفر نیاز دارد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

John like to make a martyr of himself.

جان دوست دارد خودش را قربانی جلوه دهد.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

" Would you be a martyr? How about it Parker? "

"... آیا حاضری قربانی شوی؟ پارکر، چطور است؟ ..."

منبع: Harvard University Open Course "Justice: What's the Right Thing to Do?"

No. What you're doing is you're being a martyr.

نه. کاری که انجام می دهی این است که خودت را قربانی می کنی.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

In total, we have lost 23 people in this village who have been martyred.

در مجموع، 23 نفر در این روستا جان خود را از دست داده و به مقام شهادت رسیده اند.

منبع: PBS English News

All our sacrifices and all our martyrs have been for this day, he says.

او می گوید تمام فداکاری ها و تمام شهدا برای این روز بوده است.

منبع: NPR News September 2017 Collection

You're being a martyr. That's not heroic. It's tragic.

تو داری خودت را قربانی می کنی. این قهرمانانه نیست. غم انگیز است.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

To some people, including Turkish president, for instance, Recep Tayyip Erdogan, he has become a martyr.

برای برخی افراد، از جمله رئیس جمهور ترکیه، به عنوان مثال رجب طیب اردوغان، او به یک شهید تبدیل شده است.

منبع: NPR News June 2019 Compilation

Those martyrs sacrificed their lives for democracy.

آن شهدا جان خود را برای دموکراسی فدا کردند.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Katherine, no one expects you to be a martyr. Why don't you go home? -I can't.

کاترین، هیچ کس انتظار ندارد تو یک شهید باشی. چرا نمی روی خانه؟ - نمی توانم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید