masochism

[ایالات متحده]/'mæsəkɪz(ə)m/
[بریتانیا]/'mæsəkɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لذت از درد یا تحقیر وارد شده به خود؛ اختلال روانی که با لذت بردن از درد یا تحقیر خود مشخص می‌شود.
Word Forms

جملات نمونه

Some people enjoy the pain of masochism.

برخی از افراد از درد و رنج مازوخیسم لذت می برند.

Masochism is often linked to submission in relationships.

مازوخیسم اغلب با تسلیم در روابط مرتبط است.

Masochism can be a coping mechanism for some individuals.

مازوخیسم می تواند یک مکانیسم مقابله ای برای برخی از افراد باشد.

The novel delves into themes of masochism and power dynamics.

این رمان به بررسی مضامین مازوخیسم و پویایی قدرت می پردازد.

She found pleasure in the pain of masochism.

او از درد و رنج مازوخیسم لذت برد.

Masochism is a complex psychological phenomenon.

مازوخیسم یک پدیده روانشناختی پیچیده است.

Some individuals use masochism as a way to feel alive.

برخی از افراد از مازوخیسم به عنوان راهی برای احساس زندگی استفاده می کنند.

نمونه‌های واقعی

There's even a term for this: benign masochism.

حتی برای این موضوع یک اصطلاح وجود دارد: ماسوکیزم خیرخواهانه.

منبع: Simple Psychology

Benign masochism is the idea that we like negative experiences only when we know nothing bad will happen to us.

مازوخیسم خیرخواهانه این ایده است که ما از تجربیات منفی فقط زمانی خوشحالیم که بدانیم اتفاق بدی برای ما نخواهد افتاد.

منبع: Simple Psychology

In fact Mr Clark's move looks to have been a voluntary one—with a hint of masochism.

در واقع، به نظر می‌رسد حرکت آقای کلارک داوطلبانه بوده است - با اشاره‌ای به مازوخیسم.

منبع: Economist Business

Now, l know this can sound like the worst kind of masochism, but we have to dig deeper.

حالا، من می‌دانم که این ممکن است شبیه بدترین نوع مازوخیسم به نظر برسد، اما باید عمیق‌تر بررسی کنیم.

منبع: Catholicism

It's still not clear how this works neurologically, but researchers suggest that benign masochism is also why you might like eating spicy peppers or riding huge roller coasters.

هنوز مشخص نیست که این چگونه از نظر عصبی کار می‌کند، اما محققان پیشنهاد می‌کنند که مازوخیسم خیرخواهانه همچنین دلیل این است که ممکن است از خوردن فلفل تند یا سوار شدن به شهربازار بزرگ لذت ببرید.

منبع: Simple Psychology

Sex, which she describes unsqueamishly and arrestingly, is a beginning not a destination, and tends to lead to an enervating stasis (male domination and female masochism crop up frequently).

جنسیت، که او به طور غیرقابل تصور و جذاب توصیف می‌کند، یک شروع و نه یک مقصد است و معمولاً منجر به رکود خسته کننده می‌شود (تسلط مردان و مازوخیسم زنان به طور مکرر ظاهر می‌شوند).

منبع: The Economist (Summary)

Some studies suggest that the sensory somersaults of eating capsaicin is linked toward thrill seeking drive, or even being a form of what is called hedonic reversal, also known as benign masochism, where we derive pleasure from a seemingly negative sensation.

برخی از مطالعات نشان می‌دهند که تاب خوردن حسی خوردن کاپسایسین با تمایل به خطر مرتبط است یا حتی نوعی از آنچه به عنوان معکوس هنجاری شناخته می‌شود، همچنین به عنوان مازوخیسم خیرخواهانه شناخته می‌شود، جایی که ما از یک حس به ظاهر منفی لذت می‌بریم.

منبع: Reel Knowledge Scroll

Some studies suggest that the sensory somersault of eating capsaicin is linked to our thrill-seeking drive, or even being a form of what is called , 'hedonic reversal' also known as 'benign masochism', where we derive pleasure from a seemingly negative sensation.

برخی از مطالعات نشان می‌دهند که تاب خوردن حسی خوردن کاپسایسین با تمایل ما به خطر مرتبط است یا حتی نوعی از آنچه به عنوان 'معکوس هنجاری' نیز شناخته می‌شود، 'مازوخیسم خیرخواهانه' است، جایی که ما از یک حس به ظاهر منفی لذت می‌بریم.

منبع: Reel Knowledge Scroll

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید