mass-produce

[ایالات متحده]/[ˈmæs prəˈdjuːs]/
[بریتانیا]/[ˈmæs ˈprɑː.djuːs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تولید کالاها به صورت گسترده با فرآیندهای استاندارد؛ تولید چیزی به طور تکراری و در مقیاس گسترده.
n. تولید گسترده اقلام یکسان.
شکل‌های واژه
شکل سوم شخص مفردmass-produces
صفت یا فعل حال استمراریmass-producing
زمان گذشتهmass-produced
قسمت سوم فعلmass-produced

عبارات و ترکیب‌ها

mass-produce goods

تولید جمعی کالا

can mass-produce

می‌تواند تولید جمعی کند

mass-produced items

کالاهای تولید جمعی

mass-producing now

در حال تولید جمعی است

mass-produced cars

خودروهای تولید جمعی

mass-produced cheaply

به صورت ارزان تولید جمعی شده‌اند

mass-produced here

در اینجا تولید جمعی شده‌اند

mass-producing parts

در حال تولید جمعی قطعات است

mass-produced quickly

به سرعت تولید جمعی شده‌اند

mass-produced efficiently

به طور کارآمد تولید جمعی شده‌اند

جملات نمونه

the company began to mass-produce affordable smartphones after securing a large supply of components.

شرکت پس از اطمینان حاصل کردن از تأمین مقدار زیادی از قطعات، شروع به تولید جمعی تلفن‌های همراه قیمت مناسب کرد.

they could mass-produce the product once the automated assembly line was fully operational.

وقتی خط تولید خودکار به طور کامل به کار گرفته می‌شد، آن‌ها می‌توانستند محصول را تولید جمعی کنند.

the goal was to mass-produce the new energy-efficient light bulbs to meet growing demand.

هدف این بود که لامپ‌های روشنایی با مصرف انرژی کم جدید را تولید جمعی کنند تا تقاضای در حال افزایش را برآورده کنند.

it's difficult to mass-produce high-quality, bespoke items like handmade furniture.

تولید جمعی کالاهای با کیفیت بالا و سفارشی مانند مبلمان دست ساز دشوار است.

the factory was designed specifically to mass-produce standardized parts for the automotive industry.

این کارخانه به طور خاص برای تولید جمعی قطعات استاندارد برای صنعت خودروسازی طراحی شده بود.

before they could mass-produce the toy, they needed to finalize the design and tooling.

قبل از اینکه بتوانند بازی را تولید جمعی کنند، نیاز داشتند طراحی و ابزارآلات را نهایی کنند.

the ability to mass-produce goods efficiently is crucial for a company's success.

توانایی تولید جمعی کالاها به طور کارآمد برای موفقیت یک شرکت حیاتی است.

the new technology allowed them to mass-produce microchips at a significantly lower cost.

فناوری جدید به آن‌ها اجازه داد تا میکروچیپ‌ها را با هزینه به مراتب کمتر تولید جمعی کنند.

the challenge was to mass-produce the medication while maintaining strict quality control.

چالش این بود که دارو را تولید جمعی کنند در حالی که کنترل کیفیت ریچت حفظ می‌شود.

they planned to mass-produce the new line of clothing in several different colors.

آن‌ها قصد داشتند مدل جدید لباس را در چند رنگ مختلف تولید جمعی کنند.

the company's success stemmed from its ability to mass-produce and distribute the product globally.

موفقیت شرکت از توانایی آن در تولید جمعی و توزیع محصول به صورت جهانی ناشی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید