mass-produced goods
کالاهای تولید انبوه
mass-produced items
محصولات تولید انبوه
mass-produced cheaply
به ارزان قیمت تولید انبوه
mass-produced furniture
مبلمان تولید انبوه
being mass-produced
در حال تولید انبوه بودن
mass-produced here
در اینجا تولید انبوه
mass-produced quickly
به سرعت تولید انبوه
mass-produced clothing
لباس تولید انبوه
mass-produced now
اکنون تولید انبوه
the company specializes in mass-produced goods for large retailers.
شرکت در زمینه تولید کالاهای انبوه برای خردهفروشان بزرگ تخصص دارد.
we need to improve the quality of our mass-produced components.
ما باید کیفیت قطعات تولید انبوه خود را بهبود بخشیم.
mass-produced furniture is often cheaper but lacks unique character.
مبلمان تولید انبوه اغلب ارزانتر است اما فاقد شخصیت منحصر به فرد است.
the factory churns out mass-produced electronics day and night.
کارخانه روزانه و شبانه محصولات الکترونیکی تولید انبوه تولید میکند.
they decided to move away from mass-produced items and offer handcrafted goods.
آنها تصمیم گرفتند از تولید کالاهای انبوه دور شده و محصولات دستساز ارائه دهند.
the rise of mass-produced clothing has impacted small boutiques.
ظهور لباسهای تولید انبوه بر بوتیکهای کوچک تأثیر گذاشته است.
despite being mass-produced, the product maintains a high standard.
با وجود اینکه به صورت انبوه تولید شده است، محصول همچنان استانداردهای بالایی را حفظ میکند.
the mass-produced car was a huge success due to its affordability.
خودروی تولید انبوه به دلیل مقرون به صرفه بودن، یک موفقیت بزرگ بود.
the appeal of mass-produced food lies in its convenience and low cost.
جذابیت غذاهای تولید انبوه در راحتی و هزینه کم آنها نهفته است.
they focused on creating a niche market to avoid mass-produced competition.
آنها بر ایجاد یک بازار خاص تمرکز کردند تا از رقابت تولید انبوه اجتناب کنند.
the mass-produced toys were a hit with children during the holidays.
اسباببازیهای تولید انبوه در تعطیلات با کودکان بسیار محبوب بودند.
mass-produced goods
کالاهای تولید انبوه
mass-produced items
محصولات تولید انبوه
mass-produced cheaply
به ارزان قیمت تولید انبوه
mass-produced furniture
مبلمان تولید انبوه
being mass-produced
در حال تولید انبوه بودن
mass-produced here
در اینجا تولید انبوه
mass-produced quickly
به سرعت تولید انبوه
mass-produced clothing
لباس تولید انبوه
mass-produced now
اکنون تولید انبوه
the company specializes in mass-produced goods for large retailers.
شرکت در زمینه تولید کالاهای انبوه برای خردهفروشان بزرگ تخصص دارد.
we need to improve the quality of our mass-produced components.
ما باید کیفیت قطعات تولید انبوه خود را بهبود بخشیم.
mass-produced furniture is often cheaper but lacks unique character.
مبلمان تولید انبوه اغلب ارزانتر است اما فاقد شخصیت منحصر به فرد است.
the factory churns out mass-produced electronics day and night.
کارخانه روزانه و شبانه محصولات الکترونیکی تولید انبوه تولید میکند.
they decided to move away from mass-produced items and offer handcrafted goods.
آنها تصمیم گرفتند از تولید کالاهای انبوه دور شده و محصولات دستساز ارائه دهند.
the rise of mass-produced clothing has impacted small boutiques.
ظهور لباسهای تولید انبوه بر بوتیکهای کوچک تأثیر گذاشته است.
despite being mass-produced, the product maintains a high standard.
با وجود اینکه به صورت انبوه تولید شده است، محصول همچنان استانداردهای بالایی را حفظ میکند.
the mass-produced car was a huge success due to its affordability.
خودروی تولید انبوه به دلیل مقرون به صرفه بودن، یک موفقیت بزرگ بود.
the appeal of mass-produced food lies in its convenience and low cost.
جذابیت غذاهای تولید انبوه در راحتی و هزینه کم آنها نهفته است.
they focused on creating a niche market to avoid mass-produced competition.
آنها بر ایجاد یک بازار خاص تمرکز کردند تا از رقابت تولید انبوه اجتناب کنند.
the mass-produced toys were a hit with children during the holidays.
اسباببازیهای تولید انبوه در تعطیلات با کودکان بسیار محبوب بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید