matrons

[ایالات متحده]/ˈmeɪtrənz/
[بریتانیا]/ˈmeɪtrənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (محترم) زنان متأهل; خانم; سرپرست زن; نگهبان زن

عبارات و ترکیب‌ها

head matrons

سرپرستاران ارشد

senior matrons

سرپرستاران ارشد

matrons meeting

جلسه سرپرستاران

matrons duties

وظایف سرپرستاران

matrons role

نقش سرپرستاران

matrons office

دفتر سرپرستاران

matrons team

تیم سرپرستاران

matrons support

حمایت سرپرستاران

matrons training

آموزش سرپرستاران

matrons council

شورای سرپرستاران

جملات نمونه

the matrons of the hospital ensured all patients received proper care.

خانم‌های بیمارستان اطمینان حاصل کردند که همه بیماران از مراقبت‌های مناسب برخوردار شوند.

during the event, the matrons organized the volunteers effectively.

در طول رویداد، خانم‌ها داوطلبان را به طور موثر سازماندهی کردند.

the matrons played a crucial role in maintaining discipline at the school.

خانم‌ها نقش مهمی در حفظ نظم در مدرسه ایفا کردند.

she aspired to become one of the matrons in her community.

او آرزو داشت یکی از خانم‌ها در جامعه خود شود.

the matrons were responsible for overseeing the children's activities.

خانم‌ها مسئولیت نظارت بر فعالیت‌های کودکان را بر عهده داشتند.

in the old days, matrons were highly respected in society.

در دوران قدیم، خانم‌ها در جامعه بسیار مورد احترام بودند.

the matrons discussed the best practices for caring for the elderly.

خانم‌ها در مورد بهترین روش‌ها برای مراقبت از سالمندان بحث کردند.

each matron had her own unique approach to leadership.

هر خانم روش رهبری خاص خود را داشت.

the matrons collaborated with local charities to provide support.

خانم‌ها با سازمان‌های خیریه محلی برای ارائه حمایت همکاری کردند.

the matrons arranged a meeting to discuss community issues.

خانم‌ها یک جلسه برای بحث در مورد مسائل جامعه ترتیب دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید