housewives' tales
داستانهای خانمهای خانه
stay-at-home housewives
خانمهای خانه که در خانه میمانند
working housewives
خانمهای خانه که کار میکنند
housewives often
خانمهای خانه اغلب
housewife's choice
انتخاب خانم خانه
housewives gather
خانمهای خانه جمع میشوند
housewives' club
کلوب خانمهای خانه
housewives' forum
فرموم خانمهای خانه
housewives' lives
زندگیهای خانمهای خانه
housewives' secrets
سرمایههای خانمهای خانه
many housewives volunteer at the local school.
بسیاری از خانمهای خانهدار در مدرسه محلی داوطلب هستند.
the housewives discussed recipes at the community center.
خانمهای خانهدار در مرکز اجتماعی در مورد دستورات پخت و پز بحث کردند.
she joined a support group for young housewives.
او به گروه پشتیبانی خانمهای خانهدار جوان پیوست.
housewives often share tips on cleaning and organizing.
خانمهای خانهدار اغلب نکاتی درباره تمیز کردن و سازماندهی به اشتراک میگذارند.
the survey included housewives of all ages.
این پرسشنامه خانمهای خانهدار هر سنین را شامل میشد.
several housewives started a neighborhood watch program.
چند خانم خانهدار یک برنامه نظارت بر محله را آغاز کردند.
housewives are a vital part of the community.
خانمهای خانهدار بخشی اساسی از جامعه هستند.
she's a stay-at-home housewife with two children.
او یک خانم خانهدار با دو فرزند است.
the local store caters to the needs of housewives.
فروشگاه محلی به نیازهای خانمهای خانهدار پاسخ میدهد.
housewives often participate in charity bake sales.
خانمهای خانهدار اغلب در فروش نانهای خیریه شرکت میکنند.
a group of housewives organized a fundraising event.
گروهی از خانمهای خانهدار یک رویداد جمعآوری کمک مالی را سازماندهی کردند.
the article featured interviews with several housewives.
این مقاله مصاحبههایی با چند خانم خانهدار را ارائه داد.
housewives' tales
داستانهای خانمهای خانه
stay-at-home housewives
خانمهای خانه که در خانه میمانند
working housewives
خانمهای خانه که کار میکنند
housewives often
خانمهای خانه اغلب
housewife's choice
انتخاب خانم خانه
housewives gather
خانمهای خانه جمع میشوند
housewives' club
کلوب خانمهای خانه
housewives' forum
فرموم خانمهای خانه
housewives' lives
زندگیهای خانمهای خانه
housewives' secrets
سرمایههای خانمهای خانه
many housewives volunteer at the local school.
بسیاری از خانمهای خانهدار در مدرسه محلی داوطلب هستند.
the housewives discussed recipes at the community center.
خانمهای خانهدار در مرکز اجتماعی در مورد دستورات پخت و پز بحث کردند.
she joined a support group for young housewives.
او به گروه پشتیبانی خانمهای خانهدار جوان پیوست.
housewives often share tips on cleaning and organizing.
خانمهای خانهدار اغلب نکاتی درباره تمیز کردن و سازماندهی به اشتراک میگذارند.
the survey included housewives of all ages.
این پرسشنامه خانمهای خانهدار هر سنین را شامل میشد.
several housewives started a neighborhood watch program.
چند خانم خانهدار یک برنامه نظارت بر محله را آغاز کردند.
housewives are a vital part of the community.
خانمهای خانهدار بخشی اساسی از جامعه هستند.
she's a stay-at-home housewife with two children.
او یک خانم خانهدار با دو فرزند است.
the local store caters to the needs of housewives.
فروشگاه محلی به نیازهای خانمهای خانهدار پاسخ میدهد.
housewives often participate in charity bake sales.
خانمهای خانهدار اغلب در فروش نانهای خیریه شرکت میکنند.
a group of housewives organized a fundraising event.
گروهی از خانمهای خانهدار یک رویداد جمعآوری کمک مالی را سازماندهی کردند.
the article featured interviews with several housewives.
این مقاله مصاحبههایی با چند خانم خانهدار را ارائه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید