mattock

[ایالات متحده]/'mætək/
[بریتانیا]/'mætək/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری برای کندن و کنده‌کاری که یک طرف آن کلنگ و طرف دیگر آن تبر یا بیل است
Word Forms
جمعmattocks

جملات نمونه

The farmer used a mattock to dig up the stubborn roots.

کشاورز از یک کلنگ برای کندن ریشه‌های سرسخت استفاده کرد.

She swung the mattock with great force to break up the hard soil.

او با نیروی زیاد یک کلنگ را به حرکت درآورد تا خاک سخت را بشکند.

The construction workers relied on mattocks to clear the rocky terrain.

کارهای ساختمانی به کلنگ‌ها برای پاکسازی زمین‌های سنگی متکی بودند.

He grabbed the mattock and headed towards the overgrown bushes.

او کلنگ را برداشت و به سمت بوته‌های بیش از حد رشد کرده رفت.

The archaeologist carefully used a mattock to unearth ancient artifacts.

باستان‌شناس با دقت از یک کلنگ برای کشف آثار باستانی استفاده کرد.

The miners wielded their mattocks to extract valuable minerals from the earth.

معدن کاران کلنگ‌های خود را به کار بردند تا مواد معدنی ارزشمند را از زمین استخراج کنند.

She found the old mattock in the shed and decided to give it a new handle.

او کلنگ قدیمی را در انبار پیدا کرد و تصمیم گرفت دسته جدیدی به آن بدهد.

The gardeners used mattocks to clear the land for a new flower bed.

باغبانان از کلنگ‌ها برای پاکسازی زمین برای یک باغچه گل جدید استفاده کردند.

The mattock proved to be a versatile tool for various outdoor tasks.

کلنگ ابزاری همه‌کاره برای انجام کارهای مختلف فضای باز بود.

He carefully sharpened the blade of the mattock before beginning his work.

او قبل از شروع کار تیغه کلنگ را با دقت تیز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید