measurers

[ایالات متحده]/[ˈmiːʒər]/
[بریتانیا]/[ˈmiːʒər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که چیزها را اندازه می‌گیرند؛ فردی که به اندازه‌گیری زمین یا ساختمان‌ها مشغول است؛ دستگاه‌ها یا وسایلی که برای اندازه‌گیری استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

measurers work

کار کردن افراد اندازه گیری

training measurers

آموزش افراد اندازه گیری

experienced measurers

افراد اندازه گیری با تجربه

measurers gather

جمع شدن افراد اندازه گیری

measurers using

استفاده افراد اندازه گیری

measurers report

گزارش افراد اندازه گیری

measurers assess

ارزیابی افراد اندازه گیری

measurers calculate

محاسبه افراد اندازه گیری

measurers checking

بررسی افراد اندازه گیری

measurers confirm

تایید افراد اندازه گیری

جملات نمونه

i need to buy a dozen eggs for the cake.

من باید یک دزد تخم مرغ برای کیک بخرم.

she purchased two pairs of shoes at the store.

او دو جفت کفش در فروشگاه خریداری کرد.

he drank three glasses of water after the workout.

او پس از ورزش سه لیوان آب نوشید.

can i have a loaf of bread, please?

لطفاً یک نان به من بدهید.

they sold hundreds of books at the fair.

آنها در بازارچه صد ها کتاب فروختند.

the restaurant serves a plate of noodles per person.

رستوران به هر شخص یک بشکه مакارونی سرو می‌کند.

we ordered a box of chocolates for the party.

ما یک جعبه شکلات برای جشن خریداری کردیم.

he owns a score of sheep on his farm.

او در مزرعه‌اش دو ده تا گوسفند دارد.

she brought a bag of groceries to the house.

او یک کیف خریداری را به خانه برد.

they packed a suitcase full of clothes for the trip.

آنها یک چمدن پر از لباس‌ها برای سفر پک کردند.

the store sells rolls of fabric by the meter.

فروشگاه متر مربع پارچه را به فروش می‌رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید