measurers work
کار کردن افراد اندازه گیری
training measurers
آموزش افراد اندازه گیری
experienced measurers
افراد اندازه گیری با تجربه
measurers gather
جمع شدن افراد اندازه گیری
measurers using
استفاده افراد اندازه گیری
measurers report
گزارش افراد اندازه گیری
measurers assess
ارزیابی افراد اندازه گیری
measurers calculate
محاسبه افراد اندازه گیری
measurers checking
بررسی افراد اندازه گیری
measurers confirm
تایید افراد اندازه گیری
i need to buy a dozen eggs for the cake.
من باید یک دزد تخم مرغ برای کیک بخرم.
she purchased two pairs of shoes at the store.
او دو جفت کفش در فروشگاه خریداری کرد.
he drank three glasses of water after the workout.
او پس از ورزش سه لیوان آب نوشید.
can i have a loaf of bread, please?
لطفاً یک نان به من بدهید.
they sold hundreds of books at the fair.
آنها در بازارچه صد ها کتاب فروختند.
the restaurant serves a plate of noodles per person.
رستوران به هر شخص یک بشکه مакارونی سرو میکند.
we ordered a box of chocolates for the party.
ما یک جعبه شکلات برای جشن خریداری کردیم.
he owns a score of sheep on his farm.
او در مزرعهاش دو ده تا گوسفند دارد.
she brought a bag of groceries to the house.
او یک کیف خریداری را به خانه برد.
they packed a suitcase full of clothes for the trip.
آنها یک چمدن پر از لباسها برای سفر پک کردند.
the store sells rolls of fabric by the meter.
فروشگاه متر مربع پارچه را به فروش میرساند.
measurers work
کار کردن افراد اندازه گیری
training measurers
آموزش افراد اندازه گیری
experienced measurers
افراد اندازه گیری با تجربه
measurers gather
جمع شدن افراد اندازه گیری
measurers using
استفاده افراد اندازه گیری
measurers report
گزارش افراد اندازه گیری
measurers assess
ارزیابی افراد اندازه گیری
measurers calculate
محاسبه افراد اندازه گیری
measurers checking
بررسی افراد اندازه گیری
measurers confirm
تایید افراد اندازه گیری
i need to buy a dozen eggs for the cake.
من باید یک دزد تخم مرغ برای کیک بخرم.
she purchased two pairs of shoes at the store.
او دو جفت کفش در فروشگاه خریداری کرد.
he drank three glasses of water after the workout.
او پس از ورزش سه لیوان آب نوشید.
can i have a loaf of bread, please?
لطفاً یک نان به من بدهید.
they sold hundreds of books at the fair.
آنها در بازارچه صد ها کتاب فروختند.
the restaurant serves a plate of noodles per person.
رستوران به هر شخص یک بشکه مакارونی سرو میکند.
we ordered a box of chocolates for the party.
ما یک جعبه شکلات برای جشن خریداری کردیم.
he owns a score of sheep on his farm.
او در مزرعهاش دو ده تا گوسفند دارد.
she brought a bag of groceries to the house.
او یک کیف خریداری را به خانه برد.
they packed a suitcase full of clothes for the trip.
آنها یک چمدن پر از لباسها برای سفر پک کردند.
the store sells rolls of fabric by the meter.
فروشگاه متر مربع پارچه را به فروش میرساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید