mechanisms

[ایالات متحده]/ˈmɛkənɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈmɛkəˌnɪzəmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه‌ها یا وسایلی که یک عملکرد خاص را انجام می‌دهند؛ فرآیندها یا سیستم‌های زیستی؛ اعمال یا عملکردهای مکانیکی

عبارات و ترکیب‌ها

biological mechanisms

مکانیزم‌های زیستی

regulatory mechanisms

مکانیزم‌های تنظیم‌کننده

feedback mechanisms

مکانیزم‌های بازخورد

defense mechanisms

مکانیزم‌های دفاعی

coping mechanisms

مکانیزم‌های مقابله‌ای

control mechanisms

مکانیزم‌های کنترلی

communication mechanisms

مکانیزم‌های ارتباطی

mechanisms theory

نظریه مکانیسم‌ها

payment mechanisms

مکانیزم‌های پرداخت

incentive mechanisms

مکانیزم‌های انگیزشی

جملات نمونه

various mechanisms control the flow of information.

مکانیسم‌های مختلف جریان اطلاعات را کنترل می‌کنند.

the mechanisms of action for this drug are complex.

مکانیسم‌های عملکرد این دارو پیچیده هستند.

we need to understand the economic mechanisms at play.

ما باید مکانیسم‌های اقتصادی در حال اجرا را درک کنیم.

different mechanisms can lead to similar outcomes.

مکانیسم‌های مختلف می‌توانند منجر به نتایج مشابه شوند.

the mechanisms of learning vary among individuals.

مکانیسم‌های یادگیری در افراد مختلف متفاوت است.

these mechanisms are essential for maintaining stability.

این مکانیسم‌ها برای حفظ ثبات ضروری هستند.

there are several mechanisms for conflict resolution.

چندین مکانیسم برای حل اختلاف وجود دارد.

understanding social mechanisms can improve community engagement.

درک مکانیسم‌های اجتماعی می‌تواند تعاملات جامعه را بهبود بخشد.

the government is exploring new mechanisms for funding.

دولت در حال بررسی مکانیسم‌های جدید برای تامین بودجه است.

biological mechanisms play a crucial role in evolution.

مکانیسم‌های زیستی نقش مهمی در تکامل ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید