utter chaos
هرج و مرنج
chaos and confusion
هرج و مرنج و سردرگمی
chaos theory
نظریه آشوب
create chaos
ایجاد هرج و مرنج
chaos erupts
هرج و مرنج فوران میکند
chaos reigns
هرج و مرنج حکمفرماست
chaos ensues
هرج و مرنج رخ میدهد
in chaos
در هرج و مرنج
deterministic chaos
آشوب قطعی
travel chaos on the Underground.
هرج و مرج سفر در مترو.
Chaos reigned in the classroom.
هرج و مرج در کلاس درس حکمفرما بود.
snow caused chaos in the region.
برف باعث هرج و مرج در منطقه شد.
the chaos may sound the death knell for the peace plan.
این هرج و مرج ممکن است ناقوس مرگ طرح صلح را به صدا درآورد.
his seminal work on chaos theory.
کار برجسته او در مورد نظریه آشفتگی.
the spawn of chaos: demons and sorcerers.
نتاج آشفتگی: شیاطین و جادوگران.
The desk was a chaos of papers and unopened letters.
میز مملو از هرج و مرج کاغذ و نامههای بازنشده بود.
I lost my bag in the ensuing chaos.
من در هرج و مرج پسازآن کیفم را گم کردم.
authorities cause chaos by digging up roads.
مسئولین با کندن جادهها باعث هرج و مرج میشوند.
commuter chaos has again failed to materialize.
هرج و مرج رفت و آمد دوباره نتوانسته است ملموس شود.
trying to insulate herself from the chaos surrounding her;
سعی کرد خود را از هرج و مرجی که در اطرافش وجود داشت جدا کند.
In its absence China would retrogress into division and chaos, and modernization would become impossible.
در غیاب آن، چین به عقب بازگشته و دچار تفرقه و هرج و مرج خواهد شد و مدرنیزاسیون غیرممکن خواهد بود.
The house is in chaos, so when you come you must take us as you find us.
خانه در هرج و مرج است، بنابراین وقتی میآیید باید ما را همانطور که هستیم بپذیرید.
The entire purpose of a clean and well-ordered life is to liberate man from the thraldom of chaos and the burden of sorrow.
هدف کلی یک زندگی پاک و منظم، رهایی انسان از بردگی آشفتگی و بار غم و اندوه است.
They are united in the water prototype through the medium of “Chaos” because they are essentially a triunity.
آنها از طریق واسطه «آشفتگی» در نمونه اولیه آب متحد هستند زیرا اساساً یک تریواحد هستند.
Vacant, floods unceasingly in periphery. Daily daily, I flanerie, chaos pass.
خالی، سیلابها به طور مداوم در حاشیه رخ میدهند. روزانه، من به طور روزانه، از کنار هرج و مرج عبور میکنم.
Does Modern Chaos Furnish Evidence to Ontological Indeterminism?
آیا آشفتگی مدرن شواهدی برای indeterminism آنتولوژی ارائه میدهد؟
Proposes pictureencryption algorithm based on the double unidimensional chaos system.
یک الگوریتم رمزگذاری تصویر بر اساس سیستم آشفتگی تکبعدی دوگانه پیشنهاد میکند.
utter chaos
هرج و مرنج
chaos and confusion
هرج و مرنج و سردرگمی
chaos theory
نظریه آشوب
create chaos
ایجاد هرج و مرنج
chaos erupts
هرج و مرنج فوران میکند
chaos reigns
هرج و مرنج حکمفرماست
chaos ensues
هرج و مرنج رخ میدهد
in chaos
در هرج و مرنج
deterministic chaos
آشوب قطعی
travel chaos on the Underground.
هرج و مرج سفر در مترو.
Chaos reigned in the classroom.
هرج و مرج در کلاس درس حکمفرما بود.
snow caused chaos in the region.
برف باعث هرج و مرج در منطقه شد.
the chaos may sound the death knell for the peace plan.
این هرج و مرج ممکن است ناقوس مرگ طرح صلح را به صدا درآورد.
his seminal work on chaos theory.
کار برجسته او در مورد نظریه آشفتگی.
the spawn of chaos: demons and sorcerers.
نتاج آشفتگی: شیاطین و جادوگران.
The desk was a chaos of papers and unopened letters.
میز مملو از هرج و مرج کاغذ و نامههای بازنشده بود.
I lost my bag in the ensuing chaos.
من در هرج و مرج پسازآن کیفم را گم کردم.
authorities cause chaos by digging up roads.
مسئولین با کندن جادهها باعث هرج و مرج میشوند.
commuter chaos has again failed to materialize.
هرج و مرج رفت و آمد دوباره نتوانسته است ملموس شود.
trying to insulate herself from the chaos surrounding her;
سعی کرد خود را از هرج و مرجی که در اطرافش وجود داشت جدا کند.
In its absence China would retrogress into division and chaos, and modernization would become impossible.
در غیاب آن، چین به عقب بازگشته و دچار تفرقه و هرج و مرج خواهد شد و مدرنیزاسیون غیرممکن خواهد بود.
The house is in chaos, so when you come you must take us as you find us.
خانه در هرج و مرج است، بنابراین وقتی میآیید باید ما را همانطور که هستیم بپذیرید.
The entire purpose of a clean and well-ordered life is to liberate man from the thraldom of chaos and the burden of sorrow.
هدف کلی یک زندگی پاک و منظم، رهایی انسان از بردگی آشفتگی و بار غم و اندوه است.
They are united in the water prototype through the medium of “Chaos” because they are essentially a triunity.
آنها از طریق واسطه «آشفتگی» در نمونه اولیه آب متحد هستند زیرا اساساً یک تریواحد هستند.
Vacant, floods unceasingly in periphery. Daily daily, I flanerie, chaos pass.
خالی، سیلابها به طور مداوم در حاشیه رخ میدهند. روزانه، من به طور روزانه، از کنار هرج و مرج عبور میکنم.
Does Modern Chaos Furnish Evidence to Ontological Indeterminism?
آیا آشفتگی مدرن شواهدی برای indeterminism آنتولوژی ارائه میدهد؟
Proposes pictureencryption algorithm based on the double unidimensional chaos system.
یک الگوریتم رمزگذاری تصویر بر اساس سیستم آشفتگی تکبعدی دوگانه پیشنهاد میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید