membranophones

[ایالات متحده]/[ˈmembrənəˌfəʊnz]/
[بریتانیا]/[ˈmembrənəˌfoʊnz]/

ترجمه

n. ابزارهای موسیقی که صدا را با ارتعاش یک غشای کشیده تولید می‌کنند؛ یک دسته از ابزارهای موسیقی که شامل طبل‌ها، تیمپانی‌ها و ایدیوفون‌هایی با غشای کشیده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

playing membranophones

زیگی‌کردن به دستگاه‌های ممبرانوفون

studying membranophones

مطالعه دستگاه‌های ممبرانوفون

collecting membranophones

جمع‌آوری دستگاه‌های ممبرانوفون

ancient membranophones

دستگاه‌های ممبرانوفون باستانی

unique membranophones

دستگاه‌های ممبرانوفون منحصر به فرد

building membranophones

ساخت دستگاه‌های ممبرانوفون

hearing membranophones

شنیدن دستگاه‌های ممبرانوفون

analyzing membranophones

تحلیل دستگاه‌های ممبرانوفون

repairing membranophones

repairing membranophones

classifying membranophones

دستگاه‌های ممبرانوفون

جملات نمونه

the museum displayed a fascinating collection of membranophones from around the world.

موزه یک مجموعه جذاب از ممبرانوفون‌های جهان را نمایش داد.

he specialized in the study of membranophones, particularly those from africa.

او در مطالعه ممبرانوفون‌ها، به ویژه آن‌هایی از آفریقا، متخصص بود.

the band featured a unique membranophone, a hand-crafted waterphone.

گروه یک ممبرانوفون منحصر به فرد، یک آب‌فون دست ساز، را به نمایش گذاشت.

the sound of the membranophone resonated throughout the concert hall.

صوت ممبرانوفون در سراسر سالن کنسرت تکان داد.

researchers analyzed the construction techniques used in ancient membranophones.

پژوهشگران فنون ساخت ممبرانوفون‌های باستانی را تحلیل کردند.

the membranophone family includes instruments like drums, kazoos, and harmonicas.

خانواده ممبرانوفون شامل ابزارهایی مانند تمبک، کازو و هارمونیکا می‌شود.

she skillfully played a membranophone, creating a mesmerizing melody.

او به خوبی یک ممبرانوفون را اجرا کرد و یک مелودی مبهوت ایجاد کرد.

the ethnomusicologist focused on the cultural significance of membranophones in various societies.

انثوموسیولوژیست روی اهمیت فرهنگی ممبرانوفون‌ها در جوامع مختلف تمرکز داشت.

the workshop demonstrated how to repair and maintain membranophones.

کارگاه نشان داد که چگونه ممبرانوفون‌ها را تعمیر و نگهداری کنید.

he compared the acoustic properties of different membranophones.

او ویژگی‌های صوتی ممبرانوفون‌های مختلف را مقایسه کرد.

the orchestra incorporated a membranophone solo into their performance.

ارکستراسیون یک سول ممبرانوفون را در اجرای خود ادغام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید