mendicant

[ایالات متحده]/ˈmendɪkənt/
[بریتانیا]/ˈmendɪkənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. begging; مربوط به یک راهب گدا

n. یک گدا; یک راهب گدا
Word Forms

جملات نمونه

a mendicant Buddhist monk

راهب بودایي درخواست کننده

the mendicant parson, whom I am so fond of squibbing.

روحانی درخواست کننده، که من به شدت از تمسخر او لذت می برم.

And near Kampyr-Tepe, we were invited to the site of a Buddhist lamasery, where the mendicant monks lived underground in a labyrinth, to protect them from the terrible heat and cold of the plain.

و در نزدیکی کمپیر-تپه، ما به محل یک لامرسی بودایی دعوت شدیم، جایی که راهبان فقیر برای محافظت از خود در برابر گرمای شدید و سرما در زیر زمین در یک هزارتو زندگی می‌کردند.

mendicant way of life

سبک زندگی درخواست کننده

mendicant vow of poverty

قسم نامه فقر درخواست کننده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید