beggar

[ایالات متحده]/'begə/
[بریتانیا]/'bɛɡɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که برای زندگی گدایی می‌کند
vt. به فقر یا ورشکستگی کشاندن
Word Forms
زمان گذشتهbeggared
شکل سوم شخص مفردbeggars
قسمت سوم فعلbeggared
صفت یا فعل حال استمراریbeggaring
جمعbeggars

جملات نمونه

beauty that beggars description.

زیبایی که وصف آن را ندارد.

A beggar’s purse is bottomless.

کیف یک گدا بی‌پایان است.

The old beggar was dirty and unkempt.

گدا پیر کثیف و نامرتب بود.

It beggars the very policy he was advocating.

این موضوع حتی سیاست‌هایی را که او تبلیغ می‌کرد نیز نفی می‌کند.

a beggar making his touch

یک گدا که سعی می‌کند دست درازی کند.

The beggar shamble d past us.

گدا با قدم‌های بی‌هدف از کنار ما گذشت.

The beggar was changed from a prince.

گدا زمانی شاهزاده بود.

He tossed the beggar a coin.

او یک سکه به گدا انداخت.

The beggar’s clothes are filthy.

لباس‌های گدا کثیف هستند.

why should I beggar myself for you?.

چرا باید خودم را برای شما تحقیر کنم؟

societies for reclaiming beggars and prostitutes.

سازمان‌هایی برای بازگرداندن گداها و روسپی‌ها.

The supposed prince was really a beggar in disguise.

شاهزاده مدعی در واقع یک گدا با پوشش بود.

What a fine little beggar your boy is!

چه گدا کوچکی پسر شماست!

Yesterday a beggar knocked at my door.

دیروز یک گدا به در من کوبید.

Give the beggar a coin; you won't miss it.

یک سکه به گدا بده؛ از دستت نخواهد افتاد.

The beggar begged from the rich but they refused.

گدا از ثروتمندان درخواست کرد اما آنها امتناع کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید