mention

[ایالات متحده]/'menʃ(ə)n/
[بریتانیا]/'mɛnʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. مطرح کردن; اشاره کردن; صحبت کردن درباره
n. ذکر; ارجاع
Word Forms
زمان گذشتهmentioned
صفت یا فعل حال استمراریmentioning
شکل سوم شخص مفردmentions
قسمت سوم فعلmentioned
جمعmentions

عبارات و ترکیب‌ها

make mention of

اشاره کردن

brief mention

اشاره مختصر

casual mention

اشاره گذرا

mention briefly

به طور خلاصه اشاره کردن

mention in passing

به طور گذرا اشاره کردن

mention someone's name

نام کسی را ذکر کردن

not to mention

که حتی ذکر نشود

mention of

اشاره به

don't mention it

نیازی به ذکر آن نیست

special mention

اشاره ویژه

honorable mention

ذکر ویژه

جملات نمونه

I'll mention it to himself.

من به خودش اشاره خواهم کرد.

It was advisable for you not to mention that.

توصیه می شد که آن را مطرح نکنید.

I dare not mention their names.

من جرات ذکر نام آنها را ندارم.

Don't mention this problem this evening.

امشب این مشکل را مطرح نکن.

curiously enough, there is no mention of him.

به طرز عجیبی، هیچ اشاره‌ای به او نمی‌شود.

mention his name no more to me.

دیگر اسمش را به من مگویی.

the research was mentioned only in passing.

تحقیقات فقط به طور گذرا ذکر شد.

as for that job you mention, not my scene.

در مورد آن شغلی که اشاره کردی، به من مربوط نمی‌شود.

Not to mention my ineffably addictive personality.

پوزش از اینکه شخصیتی اعتیادآور و غیرقابل توصیف من وجود دارد.

the facts mentioned above

حقایقی که در بالا ذکر شد

He mentioned a useful book.

او به یک کتاب مفید اشاره کرد.

He was given a mention in the list of helpers.

او در لیست کمک‌کنندگان ذکر شد.

He dare not mention the subject again.

او جرات ندارد دوباره آن موضوع را مطرح کند.

They are not to be mentioned in the same breath.

آنها را نباید در یک نفس با هم ذکر کرد.

He mentioned them by name.

او آنها را به نامشان ذکر کرد.

He did not want to mention the painful past.

او نمی‌خواست گذشته دردناک را ذکر کند.

It is mentioned on page 20.

این در صفحه 20 ذکر شده است.

The actor's wedding got a mention on television.

از ازدواج بازیگر در تلویزیون نام برده شد.

He made no mention of your request.

او اشاره‌ای به درخواست شما نکرد.

No mention was made of her illness.

اشاره‌ای به بیماری او نشد.

نمونه‌های واقعی

I'm sorry not to have mentioned it before.

متاسفم که قبلاً به آن اشاره نکرده‌ام.

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 4

The most luxurious thing you could've mentioned to have, I guess.

ظاهراً مجلل‌ترین چیزی که می‌توانستید به آن اشاره کنید، داشتن آن است.

منبع: CNN 10 Student English May 2019 Collection

Nobody mentioned it to me, nobody complained.

هیچ‌کس به من اشاره نکرد، هیچ‌کس شکایت نکرد.

منبع: TEDx

Hammond did not mention Russia by name.

هموند نام روسیه را ذکر نکرد.

منبع: VOA Standard Speed November 2016 Collection

Mutation and genetic drift are also mentioned.

جهش و تغییرات ژنتیکی نیز ذکر شده‌اند.

منبع: TOEFL Reading Preparation Guide

He wished she had not mentioned letters.

او آرزو داشت که او نامه‌هایی را ذکر نکرده باشد.

منبع: Peter Pan

Why do you say don't mention it?

چرا می‌گویید آن را ذکر نکنید؟

منبع: Tips for IELTS Speaking.

Not to mention all the mental health benefits.

با در نظر گرفتن تمام فواید بهداشتی و روانی.

منبع: Selected English short passages

He was very burly did I mention that?

او بسیار درشت بود، آیا آن را ذکر کردم؟

منبع: The rise and fall of superpowers.

These basically just track news mentions of me.

اینها اساساً فقط ردیابی می‌کنند که اخبار چه زمانی به من اشاره می‌کند.

منبع: PBS Interview Social Series

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید