meow

[ایالات متحده]/miːaʊ/
[بریتانیا]/miːaʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدایی که یک گربه تولید می‌کند
vi. صدای یک گربه را تولید کردن
Word Forms
زمان گذشتهmeowed
قسمت سوم فعلmeowed
صفت یا فعل حال استمراریmeowing
شکل سوم شخص مفردmeows
جمعmeows

عبارات و ترکیب‌ها

meow loudly

منگ loudly

meow softly

منگ softly

meow again

منگ again

meow at

منگ at

meow meow

منگ meow

meow sound

صدای منگ

meow time

زمان منگ

meow noise

سر و صدای منگ

meow playfully

به صورت بازیگوشانه منگ

meow happily

به خوشی منگ

جملات نمونه

the cat says meow when it is hungry.

وقتی گربه گرسنه است، میگوید میو.

when i heard the meow, i knew it was my cat.

وقتی صدای میو را شنیدم، فهمیدم که گربه من است.

she loves to imitate the sound of a meow.

او عاشق تقلید از صدای میو است.

the meow of the kitten was so cute.

صدای میوی بچه گربه خیلی بامزه بود.

he always responds to my meow with a smile.

او همیشه با لبخند به میوی من پاسخ می‌دهد.

can you hear the meow coming from the garden?

آیا صدای میو را از باغ می‌شنوید؟

the loud meow woke me up in the morning.

صدای میوی بلند من را صبح از خواب بیدار کرد.

my friend has a cat that meows all night.

دوست من یک گربه دارد که تمام شب میو می‌کند.

she recorded the meow for her video.

او صدای میو را برای ویدیوی خود ضبط کرد.

the meow of the cat echoed in the empty room.

صدای میوی گربه در اتاق خالی طنین انداز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید