whine

[ایالات متحده]/waɪn/
[بریتانیا]/waɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. شکایت کردن یا اعتراض کردن به روش کودکانه یا آزاردهنده؛ صدای تیز و تا حدودی آزاردهنده‌ای تولید کردن
vt. شکایت را به روش کودکانه یا آزاردهنده بیان کردن
n. شکایت؛ صدای تیز و تا حدودی آزاردهنده‌ای که شکایت یا اعتراض را بیان می‌کند
Word Forms
زمان گذشتهwhined
قسمت سوم فعلwhined
جمعwhines
صفت یا فعل حال استمراریwhining
شکل سوم شخص مفردwhines

عبارات و ترکیب‌ها

whine and complain

ناله و شکایت کردن

stop whining

ناله کردن را متوقف کن

whine about

در مورد ناله کردن

جملات نمونه

the whine of the engine.

ناله موتور

She spoke with a whine.

او با ناله صحبت کرد.

there was a crackle and a whine from the microphone.

صدایی خش خش‌دار و نال همراه با میکروفون وجود داشت.

a constant whine about the quality of public services.

ناله مداوم در مورد کیفیت خدمات عمومی

the dog whined and scratched at the back door.

سگ ناله کرد و به در پشتی خراش داد.

The dog whined at the door, asking to be let out.

سگ در جلوی در زوزه می‌کشید و می‌خواست بیرون برود.

The whine of the motors jangled her nerves.

ناله موتورها اعصاب او را به هم ریخت.

The dog whined to go out with us.

سگ ناله کرد تا با ما بیرون برود.

Now and again the hunter can hear a long-draw dolorous whine of some unseen coyote.

گاهی اوقات شکارچی می‌تواند ناله غمگین و طولانی یک койوت نامرئی را بشنود.

Huanghe! We will follow your example to be brave and great. Now here, we will elocnte a long poem to whine our bitterness to you.

هوانگ هه! ما از شما پیروی خواهیم کرد تا شجاع و بزرگ باشیم. اکنون اینجا، ما یک شعر طولانی برای نالیدن از تلخی خود به شما سر خواهیم داد.

نمونه‌های واقعی

But Sonja didn't whine more than she had to.

اما سونیا بیشتر از آنچه لازم بود غر نکرده بود.

منبع: A man named Ove decides to die.

I don't want to hear you whine.

نمی‌خواهم غر زدن‌هایت را بشنوم.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

You shouldn't whine just to watch more.

نباید فقط برای تماشای بیشتر غر بزنید.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

I'm sick of hearing you whine about Miranda!

از شنیدن غرغر شما درباره ميراندا خسته شده‌ام!

منبع: Modern Family - Season 03

" This chair is too big, too! " she whined.

« این صندلی خیلی بزرگه، هم! » او غر زد.

منبع: Bedtime stories for children

They had not whined, they had fought.

آنها غر نکرده بودند، آنها جنگیده بودند.

منبع: Gone with the Wind

Go on, I love to hear you whine.

برو، دوست دارم غر بزنی.

منبع: Roman Holiday Selection

It does not whine or complain or wring its hands.

این غر نمی کند، شکایت نمی کند یا دست هایش را نمی چلد.

منبع: Celebrity Speech Compilation

Mother wants you, she said, in a whining tone.

مادر می‌خواهد شما را، او گفت، با لحنی غرغون.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

Andy, stop whining and be grateful that Haley likes you!

اندی، غر زدن را متوقف کن و از اینکه هالی ازت خوشش میاد قدردانی کن!

منبع: Modern Family - Season 07

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید