mergers

[ایالات متحده]/ˈmɜːdʒəz/
[بریتانیا]/ˈmɜrdʒərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (شکل جمع ادغام) ترکیب دو شرکت؛ ترکیب کسب و کارها یا شرکت‌ها؛ جذب؛ ادغام
v. (شخص سوم مفرد merge) ترکیب کردن یا ادغام کردن

عبارات و ترکیب‌ها

mergers and acquisitions

ادغام و تملک

mergers activity

فعالیت‌های ادغام و تملک

mergers market

بازار ادغام و تملک

mergers strategy

استراتژی ادغام و تملک

mergers analysis

تحلیل ادغام و تملک

mergers impact

تاثیر ادغام و تملک

mergers trends

روندهای ادغام و تملک

mergers benefits

مزایای ادغام و تملک

mergers process

فرآیند ادغام و تملک

mergers regulations

مقررات ادغام و تملک

جملات نمونه

the company announced several mergers this year.

شرکت اعلام کرد که امسال چندین ادغام را اعلام کرده است.

mergers can lead to increased market share.

ادغام‌ها می‌توانند منجر به افزایش سهم بازار شوند.

many mergers are driven by the need for efficiency.

بسیاری از ادغام‌ها ناشی از نیاز به کارایی است.

investors are often excited about potential mergers.

سرمایه‌گذاران اغلب در مورد ادغام‌های بالقوه هیجان‌زده هستند.

mergers can create new opportunities for growth.

ادغام‌ها می‌توانند فرصت‌های جدیدی برای رشد ایجاد کنند.

regulatory approval is essential for large mergers.

تصویب مقررات برای ادغام‌های بزرگ ضروری است.

some mergers fail due to cultural clashes.

برخی از ادغام‌ها به دلیل تفاوت‌های فرهنگی شکست می‌خورند.

strategic mergers can enhance competitive advantage.

ادغام‌های استراتژیک می‌توانند مزیت رقابتی را افزایش دهند.

the impact of mergers on employees can be significant.

تاثیر ادغام‌ها بر کارمندان می‌تواند قابل توجه باشد.

successful mergers require careful planning and execution.

ادغام‌های موفق به برنامه‌ریزی و اجرا دقیق نیاز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید